نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٩٥
همچنين خوف از ترور، دانست كه به خاطر حفظ اسلام، انجام گرفت.
امام على عليه السّلام در خطبهى شقشقيه رمز انتخاب، مدارا و سكوت را چنين بيان مىفرمايد: «... من جامهى خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن درپيچيدم و كنار رفتم؛ درحالىكه در كار خود انديشه مىكردم كه آيا دست تنها و بدون ياور به پا خواسته و حق خود و مردم را مطالبه نمايم و يا آنكه در محيط پرخفقان و ظلم كه پيران را فرسوده و جوانان را پير و پژمرده و مردان مؤمن را تا واپسين دم حيات به رنج و سختى واداشته، صبر نمايم؟
سرانجام ديدم، صبر كردن خردمندانهتر است؛ پس شكيبايى ورزيدم؛ ولى به سان كسى مىماندم كه خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود مىديدم كه ميراثم را به تاراج مىبرند»[١].
علاوه بر اين در خارج از حوزهى مركزى جهان اسلام گروهى از قبايل عرب دست به شورش زده و با گرايش مجدد به آيين جاهليت، يا گرد آمدن پيرامون اشخاصى كه ادعاى پيامبرى داشتند و يا با عدم پرداخت زكات، مشكلاتى را براى مسلمين پديد آوردند.
خليفه در برخورد با اولين چالش، سياست سكوت و برخوردهاى زيركانه و گاه خشونتآميز را در پيش گرفت و در نهايت با منزوى كردن مخالفان، اذهان عمومى را از توجه جدى به بحران مذكور باز داشت.
وى همچنين با اعزام بخشى از سپاهيان اسلام به مناطق آشوبزده و برپايى نبردهايى كه در تاريخ به جنگهاى «ردّه» مشهور است، به مقابله با چالش دوم پرداخت و شورشيان را سركوب نمود[٢].
٢. خلافت عمر
پس از مرگ ابو بكر، عمر بن خطاب بر مسند خلافت تكيه زد. وى كه از سوى خليفهى پيشين به اين سمت منصوب شد[٣]، بيش از ده سال بر جامعهى اسلامى حكومت كرد. در دوران خلافت عمر، قدرت سياسى و نظامى مسلمين شكوفاتر شد و با فتح ايران، دمشق،
[١] - نهج البلاغه؛ خطبه ٣.
[٢] - تاريخ يعقوبى؛ ج ٢؛ ص ٧- ٣؛ مروج الذهب؛ ج ٢؛ ص ٣١٥؛ تاريخ خلفا؛ ج ٢؛ ص ٢٤.
[٣] - تاريخ خلفا؛ ج ٢؛ ص ٦٣.