نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٨
ب:) citilop (؛ يعنى: كاردان، مصلحتدان، باتدبير، زيرك، مصلحتآميز، مقرون به صلاح، مقتضى، مقرون به صواب، عاقلانه و سياستمدارانه.
ج:ytilop ؛ به معناى طرز حكومت، جامعه، ملت، و دولت آمده است.[١] فرهنگنامههاى عربى نيز سياست را به معانى مختلفى به كار بردهاند؛ همانند «القيام على الشىء بما يصلحه»؛ برپاى داشتن هرچيز بر مدار مصالح آن، و «فعل السائس»؛ تربيت حيوانات[٢]، و «استصلاح الخلق بارشادهم الى الطريق المنجى فى العاجل او الآجل»؛ خيرخواهى براى مردمان با راهنمايى و هدايت آنان به راه نجات و سعادت در حال يا آينده و «فن الحكم و ادارة اعمال الدولة الداخلية و الخارجية»؛ حرفه حكومت و مديريت كاركردهاى داخلى و خارجى يك دولت.[٣]
مفهوم اصطلاحى
در ابتدا بايد به اين نكته مهم توجه كرد كه تعاريف، برآمده از نوع نگرش انسانها به امور و پديدهها و نيز تابع احساس و ادراك معرف است، گاه در مورد يك امر، بنابه تفاوت ديدگاهها و گرايشها، تعاريف متفاوتى مطرح مىشود. اين اختلاف و تفاوتها در عرصهى امور و پديدههاى اجتماعى گستردهتر و فراوانتر است.
به عبارت ديگر، نظام معرفتى انسان، فارغ و بريده از نظام حساسيتها و نظام اعمال او نيست؛ بلكه اين سه با ارتباطى پيوسته و نظامى هماهنگ، سير تغيير و تكامل را طى مىكنند؛ بنابراين ارتباط علمى و نظرى انسان با جهان خارج، بدون واسطه، بىارتباط و مجزا از حساسيتها و اعمال او شكل نمىگيرد و نتيجهى اين ارتباط، پيدايش مفاهيم و ادراكات جديد، متأثر از دلبستگى، خوشبينى يا بدبينى، و در مرحلهى ضعيفتر، متأثر از عملكرد او خواهد بود.[٤] در بعد اجتماعى نيز تأثيرپذيرى نظام مفاهيم و تعاريف از عقايد و باورها، نمود محسوسى دارد. امروزه به ندرت مىتوان دانشمند و محققى را يافت كه به دور از شرايط
[١] - فرهنگ بزرگ انگليسى- فارسى، حيم.
[٢] - المنجد.
[٣] - لسان العرب.
[٤] - رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم:« حبك للشيىء يعمى و يصم؛ دوستى تو نسبت به يك چيز، سبب مىشود كه عيوب آن را نبينى و نشنوى».( بحار، ج ٧٧، ص ١٦٤)