نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٢٧
خلاصه و نتيجه
رهبرى نظام ولايت فقيه، در سه سطح داراى وظايف خاصى است.
در سطح توسعهى نظام، مسؤوليتهاى وى، ناظر به سرنوشت و قدرت اسلام در جهان و چگونگى برخورد با دشمنان آن است؛ بنابراين دو وظيفهى محورى وى عبارتند از:
توسعهى تمدن اسلامى، دفاع از قدرت اسلام و از ميان بردن فتنهها.
در چارچوبهى دولت اسلامى، رهبرى وظيفه دارد، نظام اسلامى را در مسير هدفهاى تعيين شده حفظ كند، سياستگذارىهاى كلى نظام را براى تحقق اهداف انجام دهد و در تصميمگيرىهاى كلى نظام، مداخله نمايد.
سطح سوم از وظايف رهبرى، با استفاده از متون دينى مشخص مىشود كه بايد نسبت به شهروندان رعايت شود؛ از جمله: امانتدارى، عدالتخواهى، صدور فرمان بر طبق دستورات خداوند، پرهيز از اختصاص بيت المال به خود، پرداخت به موقع و بدون تبعيض حقوق مالى مردم، مشورت گرفتن از مردم، اطلاعرسانى شفاف، بذل رحمت و رأفت بر همگان، اغماض از خطاها و كوتاهىها، جلب رضايت مردم، خيرخواهى و نصيحت و تربيت، اصلاح و تزكيه نفوس، آموزش مسائل مورد نياز جامعه.
اختيارات رهبرى بايد با مسؤوليتهايى كه بر عهدهى اوست، هماهنگ باشد؛ بنابراين متناسب با سطوح تعريف شدهى مسؤوليتها، اختيارات ولى فقيه، مطلقه خواهد بود؛ اما بايد دانست كه رهبرى از اطلاق اختيارات، سود شخصى نمىبرد و سبب ارضاى حسّ خودكامگى وى نمىگردد؛ بلكه اين مكانيزم، براى حل بحرانهاى نظام و حل مشكلات و تصميمگيرى در مواضع دشوار، پيشبينى و تعبيه شده است.
ولايت فقيه در ابعاد مكانى، زمانى، موضوعى و حكمى اطلاق دارد.
اطلاق ولايت در مقابل محدوديتهايى كه بن بست و تزاحم ايجاد مىكند وضع شده است؛ نظير: احكام شرع، قوانين عمومى، آرا و سلايق اجتماعى.
جداى از اينكه در تئورى، ولايت فقيه، مطلقه است؛ اما در عمل، موانعى خواسته يا ناخواسته، او را مقيد مىسازد. اين موانع را مىتوان ظرفيت تاريخى توسعه، ظرفيتهاى جهانى و ظرفيتهاى اجتماعى دانست.
ولايت مطلقه به معناى سليقهاى بودن و مطابق سليقهى شخصى رهبر بودن