نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٨١
وى به همراه داشت. سختگيرىهاى قريش نسبت به پيامبر و مسلمانان باعث شد كه رسول خدا «مهاجرت» از مكه را مطرح نمايند تا جان و ايمان مسلمانان از دسترس قريش و آزار و اذيت آنان در امان باشد؛ بنابراين دستهاى از مسلمانان در سال پنجم بعثت و گروه ديگرى پس از آن، به سرپرستى جعفر بن ابيطالب، رهسپار كشور حبشه گرديدند.
انتخاب حبشه، پيشنهاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بود. آن حضرت در وصف نجاشى، پادشاه حبشه، فرمود: «در آنجا پادشاهى است كه نزد وى بر كسى ستم نمىرود و آنجا، سرزمين راستى است»[١].
در نوبت دوم، مهاجرين بيش از ٨٢ نفر بودند و تلاش نمايندگان قريش نزد نجاشى براى بازگرداندن آنان نتيجهى معكوس داد. مسلمانان اجازه يافتند كه در سرزمين حبشه آزادانه زندگى كنند و آيينهاى مذهبى خود را به جاى آورند.[٢] اين حادثه، نشان داد كه رسول خدا توانايى خروج از بنبست، را داشته و از اين طريق توانسته، بحران اوجگيرى فشار و شدت عمل مشركين را به نفع مسلمين حل نمايد. مضافا بر اينكه درسآموزى بزرگى براى تاريخ اسلام به شمار مىرود كه مسلمانان نبايد خود را پاىبند خاك و آبى خاص بدانند و اگر محيطى مسلمين را تحمل نمىكرد و مانع پيشرفت و حيات اسلامى بود، لازم است كه، آن ديار را ترك گفته، سرزمين مناسب و مساعدى را براى اقامت انتخاب نمايند.
هجرت به حبشه آزمونى بود كه ثمرات نيك آن، تصميم هجرت به مدينه را آسانتر نمود.
در يثرب نيز، دو قبيلهى بتپرست به نام «اوس» و «خزرج» از عرب قحطانى سكونت داشتند كه جنگهاى دائمى و خونينى بين اين دو قبيله وجود داشت، آنان دريافتند كه در صورت ادامه همينروند، يهوديان ساكن يثرب؛ چون: «بنى نظير» و «بنى قريظه» جرأت يافته، بر آنان غالب خواهند شد؛ بنابراين به دنبال همپيمانانى مىگشتند تا اينكه خداوند ايشان را هدايت نموده، با رسول خدا و آيين او آشنا شدند و در سال دوازدهم بعثت، حدود دوازدهم نفر از اهل مدينه در عقبهى منى با رسول خدا بيعت كردند؛ سپس در سال سيزدهم بعثت، جمع بيشترى از اهل يثرب، در موسم حج به مكه رفتند و «بيعت دوم عقبه» به وقوع پيوست.
[١] - كامل ابن اثير؛ ص ٨٣؛ آيتى؛ محمد ابراهيم؛ تاريخ پيامبر اسلام؛ ص ١٢٩.
[٢] - كامل ابن اثير؛ صص ٨٩- ٨٧.