نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١١٠
اصل، انسان مدار و محور همهى اشيا و خالق ارزشها و ملاك تشخيص خير و شرّ است.
در واقع انسان جاى خدا مىنشيند و قادر است، بدون در نظر قرار دادن دين و ارتباط با ماوراى طبيعت، مشكلات زندگى و دنياى خود را حل كند».[١] فويرباخ، انديشمند آلمانى، خود را وقف تحقيق جامع پيرامون انسان كرد و طبق گفتهى خودش، به جاى آنكه «خداشناس» شود، «انسانشناس» شد و هرچند اعتقاد به خداوند را تنها تفاوت انسان نسبت به حيوان مىدانست؛ اما ادعا مىكرد، چون دليل اين امتياز، خودآگاهى انسان است و متعلق خودآگاهى انسان، فقط خود اوست؛ نه چيز ديگر، پس وقتى مىگويد: خدا، مقصود واقعيش خود انسان است و در يك جمله اينكه، خدا بشر را به صورت خويش نيافريده[٢] بلكه بشر خدا را به صورت خود آفريده است؛ بنابراين ماهيت دين عبارت است از «پرستش انسان به نام پرستش خدا».[٣] «براساس اين مكتب، چنانچه به انسان بفهمانيم كه خود واقعيتى است متعالى، ديگر سعادت را نه در بالاى سر خويش؛ بلكه در درون خويش جستجو خواهد كرد و چون انسان، خود مطلق است، هرگونه خواستهاى فوق طبيعى (خدا) را رها خواهد كرد و به قول خود او «كسى كه هيچگونه خواستهى فوق طبيعى ندارد، موجودات فوق طبيعى هم نخواهد داشت.»[٤] «اومانيسم»، ارتباط با افراد، ملتها و فرهنگها را تنها براساس همنوعى بشريت قرار داده. و خود به جاى خدا و دين، قانونگذارى مىكند و براى سرنوشت خود تصميم مىگيرد.
و چون تنها مبناى آزادى، اوست با محوريت ميل و ارادهى خود، خارج از هرگونه ضابطه، معيار و حق و باطلى، هرگونه كه خواست مىانديشد و عمل مىكند. كمال انسان به برآورده شدن تمايلات و نيازها تعريف مىشود. همهچيز را؛ اعم از امكانات طبيعى و انسانى، در
[١] - فلسفه سياست؛ ص ٥٠.
[٢] - اشاره به: گفتهى تورات در سفر تكوين كه« خدا بشر را به صورت خود آفريد».
[٣] -
, ١ pahc ١٨٥٥ kroy weN snavE yb. snart, yitnaitsirhc fo ecnesse eht, hcab reueF ٢٢, ٢١ pp
فويرباخ؛ كتاب ماهيت مسيحيت، فصل اول.( كتاب ماهيت مسيحيت- فويرباخ- فصل اول)
[٤] -
٧١ P ١٨٧٣ kroyweN nos. lA yb. s'art noigiler fo ecnesse eht. hcab reueF
( فويرباخ، كتاب ماهيت مذهب)