نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٢٦
مجالى براى استفاده از عوامل ديگر، چون زور و سوء استفاده از قدرت، باقى نمىماند.
٢. عوامل بيرونى
جداى از اهرمهاى نگهدارندهى درونى، در داخل نظام هم ابزارهايى وجود دارد كه نظارت و كنترل بر رفتار رهبرى را در دست دارد. يكى از اين عوامل، مجلس خبرگان رهبرى است كه بر طبق اصل يكصد و يازدهم قانون اساسى، مىتوانند رهبر را، در صورتى كه فاقد شرايط و صلاحيتهاى لازم رهبرى شود، از مقام خود بركنار نمايند[١].
از ديگر عوامل خارجى، رسيدگى به دارائىهاى رهبر است كه مطابق با اصل يكصد و چهل و دوم قانون اساسى[٢] توسط رياست قوهى قضائيه اعمال مىشود.
علاوه بر نظارت مالى، قوهى قضائيه مرجع دادخواهى عمومى است و در زمينهى حقوق شهروندى، رهبرى نيز طبق اصل بيستم قانون اساسى در وضعيت مساوى با ديگر شهروندان قرار دارد؛ بنابراين در صورت ضايع نمودن حقوق شهروندان، ناشى از خودخواهى و ستم، در برابر قاضى پاسخگو خواهد بود.
همچنين بر آنكه دستگاه مشورتى قوى در كنار رهبرى[٣]، او را در حل خردمندانهى امور، يارى مىدهد و نيازى به بهرهگيرى از زور و اجبار ناروا كه منجر به استبداد شود، نخواهد بود.
بنابراين وجود عوامل درونى و بيرونى مذكور؛ ضريب اطمينان نسبت به مصونيت رهبرى از ابتلا به استبداد را؛ حتى با وجود مطلقه بودن اختيارات، افزايش مىدهد و توهم امكان گرايش به استبداد، هيچ توجيه عقلى و عقلايى ندارد.
[١] - هرگاه رهبر از انجام وظايف قانونى خود ناتوان شود، يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود كه از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد.
تشخيص اين امر به عهدهى خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم مىباشد ...؛ اصل ١١١؛ قانون اساسى.
[٢] - دارايى رهبر، رئيس جمهور، معاونان رئيس جمهور، وزيران و همسر و فرزندان آنان، قبل و بعد از خدمت، توسط رئيس قوهى قضائيه رسيدگى مىشود كه برخلاف حق، افزايش نيافته باشد؛ اصل ١٤٢؛ قانون اساسى
[٣] - مجمع تشخيص مصلحت طبق اصل ١١٢ قانون اساسى، موظف است در امورى كه رهبرى به آنان ارجاع مىدهد، نظر مشورتى خود را ارائه نمايند.