نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٤٢
مراجعه كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوند هستم»؛ شيخ طوسى هم، اينروايت را در كتاب «غيبت» به نقل از محمد بن يعقوب آورده است[١].
گرچه به سبب ذكر نشدن نام و ياد اسحق بن يعقوب در كتابهاى رجالى مجهول و بى سند بودن اين حديث، آن را فاقد اعتبار دانستهاند؛ لكن با توجه به اعتماد شيخ الطايفه و صدوق؛ به ويژه كسى چون كلينى به او، به ويژه در مورد اين توقيع شريف كه شامل مطالب بسيار مهم از حضرت است؛ چون جدا بعيد است كه كلينى كسى چون او را كه از معاصرين خودش است، نشناسد و اينگونه نقل كند كه به حضرت نامه نوشته و چنين مسائلى كه جز خواص و بزرگان شيعه از آن پرسش نمىكنند، بپرسد و پاسخ حضرت به خط شريف خود ايشان به دستش برسد؛ يعنى كلينى چنين كسى را به وثاقت و اهليّت مىشناسد».[٢] مقصود از حوادث واقعه، احكام فردى و فقهى نيست؛ زيرا رجوع به فقها در مورد مسايل احكام در زمان غيبت بديهى بوده؛ بنابراين منظور حوادثى است كه دربارهى آنها به حاكم و سلطان و ولى امر رجوع شود.
در اين عبارت كه مىفرمايد: آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم، تمام اختياراتى كه براى امام به عنوان حجت خداوند بر مردمان وجود دارد، به فقها كه از سوى امام به عنوان حجت بر مردم تعيين شدهاند، منتقل مىشود؛ بنابراين در دلالت حديث بر ولايت فقيه نمىتوان ترديد نمود.
٤. نظريههاى مدعى جايگزينى ولايت فقيه
علاوه بر ولايت فقيه كه گفتمان غالب دورهى اخير در تبيين و اجرايى كردن حكومت اسلامى است، ديدگاههاى ديگرى نيز وجود دارد كه شكل مطلوب حكومت دينى- يا حكومت در جامعهى اسلامى را به نحو ديگرى ارائه نمودهاند؛ عمدهترين اين نظريات عبارتند از:
[١] - شيخ طوسى؛ كتاب الغيبة؛ حديث ٢٤٧؛ ص ٢٩٠.
[٢] - صافى، آية الله لطف الله؛ ضرورت حكومت با ولايت فقيه در عصر غيبت؛ مجله حكومت اسلامى؛ ش ٤. ص ١٤.