نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٧٤
بجنود لا قبل لهم بها و لنخرجنهم منها ادلة و هم صاغرون[١]؛ آيا شما مرا به مال يارى مىرسانيد؟ آنچه را كه خدا به من داده از آنچه به شما داده بهتر است. شما هستيد كه به هديهى خود خوشحال هستيد. به سوى آنان بازگرديد. ما با سپاهى به سوى آنها مىآييم كه در مقابل آن نمىتوانند مبارزه كنند و آنها را با ذلت و خوارى (از آن سرزمين) خارج مىسازيم.
اين آيه، به صراحت خاطرنشان مىسازد كه پيامبرى، مانند: حضرت سليمان وقتى شرايط را براى اعمال قدرت دينى و اصلاح جامعه مناسب مىبيند، براى تحقق آن با قدرت تمام اقدام مىكند.
يوسف عليه السّلام نيز از جمله پيامبرانى است كه در موقعيت وزارت داراى و خزانهدارى مصر، توانسته بود، منصبى از مقامهاى حكومتى را به عهده بگيرد؛ چنانچه قرآن مىفرمايد:
قال اجعلنى على خزائن الارض انى حفيظ عليم؛[٢] گفت مرا وزير دارايى خويش بگردان كه من نگهدارندهى زندهى دانا هستم.
داود عليه السّلام نيز از پيامبرانى است كه خداوند به او ملك و حكومتى عظيم داده بود:
و شددنا ملكه و اتيناه الحكمة و فصل الخطاب؛[٣] و حكومت او را، استحكام بخشيديم و به او حكمت و داورى عادلانه را عطا كرديم.
و همچنين به حكومت برخى از انبياى ابراهيمى در اين آيه اشاره مىشود: ام يحسدون الناس على ما اتاهم الله من فضله فقد اتينا ال ابراهيم الكتاب و الحكمة و اتيناهم ملكا عظيما؛[٤] آيا مردم نسبت به آنچه كه خداوند از روى فضلش به آنها بخشيده است، حسد مىورزند؟ ما به آل ابراهيم، كتاب، حكمت و حكومت عظيمى داديم.
پيامبر عظيم الشأن اسلام نيز براى تحقق رسالت خود و اقامهى قسط و عدل در جامعه از سلطه و اقتدار دينى و دنيوى بهره مىجويد و در اولين فرصت مناسب؛ يعنى پس از هجرت از مكه به مدينه، حكومت اسلامى برپا مىكند؛ حكومتى با كاركرد فراقبيلهاى و با سلطهى سياسى منظم كه توانست در داخل حيطهى نفوذ؛ يعنى شبه جزيرهى عربستان امنيت ايجاد كند و دشمنان خارجى را نيز مهار نمايد.
[١] - نمل، آيه، ٣٧- ٣٦.
[٢] - يوسف، آيه ٥٥.
[٣] - ص، آيه ٢٠.
[٤] - نساء، آيه ٥٤.