نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٩
امروزه جهان غير دينى، در آرزوى رفاه اقتصادى به شكل فزايندهاى تحت تأثير مسايل اقتصادى و حادثهآفرينىهاى آن است؛ بنابراين مفاهيم جديدى به صورت جدّى در ادبيات سياسى وارد شده است؛ از قبيل: عدالت اقتصادى، حداقل رفاه اقتصادى، برابرى فرصتها، دموكراسى صنعتى، ملى كردن ابزار و وسايل توليد و مبادله، برنامهريزى دموكراتيك براى وفور و كاميابى اقتصادى، شركت كارگران در مديريت، و حتى پيدايش «دولت رفاه»[١]، كه نشاندهنده توقعاتى است كه مردم از حكومتها دارند.
از سوى ديگر، گاه مشكلات اقتصادى كشورها، موجب پيدايش بحرانهاى سياسى وسيعى مىشود كه خروج از آن بحرانها به سادگى امكانپذير؛ نيست؛ مانند: بحران ارزى سالهاى پايانى دهه نود در آسياى جنوب شرقى كه پىآمدهاى سياسى متنوعى را در برخى از اين كشورها؛ چون اندونزى و مالزى به دنبال داشت. از سوى ديگر، برخى معتقدند، با وجود اينكه ماركس پيشبينى كرده بود كه كشورهاى صنعتى اروپايى زودتر از بقيه كشورها دچار تحول اجتماعى شده و در آن جوامع نظامهاى سوسياليستى و كمونيستى حاكم خواهد شد؛ ولى نظام سرمايهدارى حاكم بر اين كشورها با فراهم ساختن رفاه نسبى براى قشر كارگر، فرصت مبارزه و سربازگيرى را از ماركسيستها سلب نمود و در حقيقت كارگران را در مزاياى نظام سرمايهدارى، به صورت محدودى شريك و سهيم نمود و انگيزهى مبارزه براى زندگى بهتر را از آنان سلب كرد.
آمار و علم سياست
بسيارى از محققين، عقيده دارند كه بين آمار و سياست ارتباط تاريخى وجود دارد؛ در هر صورت امروزه بسيارى از موضوعات مرتبط با تجزيه و تحليل سياسى، با استفاده از ابزار آمارى و حساب احتمالات انجام مىگيرد. هرچند انسان موجود صاحب اختيارى است و كمتر مىتوان انتخاب و تصميمات او را تحت قانونمندى مشخصى درآورد؛ اما تا حدود قابل توجهى، برخى پديدههاى سياسى را مىتوان در قالب علت و معلول قرار داد كه در اين ارتباط مىتوان با دقت بر روند و تكرار فرايندها، و با استفاده از علم آمار، ميزان
[١] - دولت رفاه، علاوه بر كاركردهاى امنيتى و حمايتى از شهروندان، بر كار ويژههاى رفاهى؛ از قبيل: بهداشت، آموزش و پرورش و خدمات اجتماعى نيز تأكيد مىكند.