نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٥
مكتبهاى سياسى، مبتنى بر قواعد اخلاقى هستند و در مقابل، مكتبهاى سياسى وجود دارند كه رعايت اخلاق در سياست را لازم نمىدانند.
بايد رابطه اخلاق و علم سياست را براساس تعريف سياست و علم سياست مورد بررسى قرار داد. مطابق هركدام از تعاريف عام يا خاص سياست و علم سياست، اخلاق مىتواند، موضوع جدى علم سياست قرار گيرد؛ زيرا در تعريف عام، سرپرستى مجموعهى امور جامعه در جهت تحقق هدف و توسعه بستر رشد، مستلزم اخلاق و ملكات خاص و متناسب با هدف از طرف سرپرست يا نهادى است كه مسؤوليت تحقق بخشيدن به هدف مجموعه را بر عهده دارد؛ اما در تعريف خاص، ادارهى مجموعهى امور به شكلى صورت مىگيرد كه موجب رشد ارتباطات و تصحيح نسبت ميان امور جامعه مىشود تا بتواند اخلاقى كه در اثر پاىبندى به تحقق رشد، ايجاد مىشود و نتيجهى به كارگيرى آن در جامعه، تصحيح نسبت ميان امور جامعه است، بر تصميمگيرندگان آنجامعه حاكم باشد.
جدايى اخلاق از سياست به ماكياولى نسبت داده مىشود. «وى عقيده داشت كه جوهرهى سياست و فعاليتهاى سياسى، كسب و حفظ قدرت است و دولت لازم نيست با قيود اخلاقى، نقش خود را در اعمال قدرت محدود سازد. وى مىگويد: شهريار براى پاسدارى از دولت خود، چهبسا ناگزير است، درست پيمانى و نيكوكارى و مردمدوستى و ديندارى را زير پا نهد؛ بنابراين بايد چنان خويى داشته باشد كه با دگرگون شدن روزگار و ضرورتهاى آن دگرگون شود و جانب نيكى را فرو نگذارد، اگر بشود؛ اما هرگاه ضرور باشد بتواند به شرارت نيز دست يازد».[١] در اسلام، سياست با اخلاق عجين است و اصولا هدف سياست در كلىترين نگاه، مكارم اخلاق، تهذيب و انسانسازى است. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم، هدف بعثت خود را به نهايت تعالى رساندن مكارم اخلاق[٢] عنوان مىفرمايد و در قرآن كريم، ولايت و سرپرستى الهى در خروج انسانها از تاريكى، جهل، ستم، شرك و رذايل اخلاقى و نيز سوق دادن به سمت نور، علم، عدل، توحيد و فضايل ارزشمند اخلاقى، معرفى مىشود.[٣] نمونهاى از رعايت
[١] - ماكياولى، شهريار، ترجمهى داريوش آشورى، پرواز، فصل ١٨.
[٢] -« انى بعثت لا تمم مكارم الاخلاق».
[٣] -\i الله ولى الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور\E؛ بقره، آيه ٢٥٧.