نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٢١
موضعگيرىها تابع خواستههاى نفسانى و تمايلات شخصى نبوده و براساس ضوابط و معيارهاى موجهى، تصميمگيرى نموده و برنامهى هدايت جامعه را تنظيم مىكند. امور زير را مىتوان ضوابطى دانست كه رهبرى خود را موظف به رعايت آنها دانسته و مبادرت به تخلف از آنها نمىكند.
الف. تعهد قلبى
رهبرى با ويژگىهاى پيش گفته، شديدترين پيوندها را با خداوند و تولى به معصومين عليهما السّلام دارد و تلاش مىكند تا رفتار حكومتى خود را با اراده و خواست خداوند و ولايت تاريخى پيامبر و امامان معصوم عليهما السّلام منطبق نمايد.
ب. تعهد ذهنى
پايبندى فكرى و مفهومى رهبرى به دين و اولياى تاريخى (پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و ائمه معصومين عليهم السّلام)، او را وادار مىكند كه مفاهيم مورد نياز براى ادارهى جامعه را از خلال آثار بر جاى مانده از آنان (قرآن و روايات و سيره) استنباط كرده و در قالب فقه، دستهبندى نمايد، در نتيجه از اين جهت وى مجتهدى است كه با وساطت فقه، احكام عمل اجتماعى را منتسب به دين مىنمايد.
ج. تعهد عملى
در مرحلهى عمل، ملكهى تقوا و عنصر عدالت، او را مجبور مىكند كه به التزامات قلبى و استنباطات فقهى خود در ميدان فعاليتهاى حكومتى و اجتماعى جامعهى عمل بپوشاند و خود از متعهدترين افراد جامعه از حيث عمل به بايستهها باشد.
د. مصلحت توسعه و رشد
ولى فقيه، در رأس هرم تصميمگيرى نظام اسلامى قرار داد و مسؤوليت درجهى اول هدايت آن را بر عهده دارد؛ اولا: بايد، به صورت طبيعى، نظام در مسير اهداف معين خود حركت نموده و به ضرايب مطلوبى از رشد، توسعه و تكامل برسد و زمينههاى تقرب