نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٢٠
مانع ارادهى رهبرى نظام الهى قلمداد كرد؛ چنانكه با سيطرهاى كه سران سلطهى استكبارى بر رسانهها و منابع فرهنگسازى پيدا كردهاند، گاه حق آشكارى را باطل و باطل روشنى را حق جلوه مىدهند؛ حقيقتا چنين فضايى دست رهبرى الهى را خواهد بست همانطور كه دفاع مقدس هشت ساله در مقابل تجاوز آشكار همسايهى متجاوز به گونهاى تفسير و تبليغ شده بود كه مسلمين جهان نيز مىپنداشتند نظام اسلامى ايراين جنگطلب بوده و خواهان توسعهى ارضى و دست يافتن به حكومتهاى همسايه است.
ج. ظرفيتهاى اجتماعى
ظرفيتهاى اجتماعى، سومين مانع در تحقق ارادهى خيرخواهانهى رهبرى، به شمار مىرود؛ به اين معنا كه پيروى مردم از ولىّ اجتماعى در طيف بسيار گستردهاى قابليت شدت و ضعف دارد و از تبعيت كامل و بىچونوچرا تا مخالفت و به تعبيرى شورش يا خروج بر ولايت، در نوسان است. به هر ميزان كه همراهى و پذيرش عمومى مردم از ولى عادل دينى، ارتقا يابد، دامنهى اختيارات وى گستردهتر مىشود و در حوزهى وسيعترى قادر به سرپرستى جامعه مىگردد. و عكس آن عدم همراهى عمومى با تصميمات رهبرى، توانايى بالفعل او را در اتخاذ مواضع مناسب، كاهش مىدهد.[١]
٥. ضابطهمندى ولايت مطلقه
بحث ولايت مطلقه، اين سؤال را در ذهن ايجاد مىكند كه، چون ولايت و سرپرستى، در جامعهى اسلامى مقيد به احكام فقهى، قوانين موضوعهى عمومى و سلايق مردمى نيست؛ آيا مفهوم آن اين است كه اعمال ولايت، سليقهاى و مطابق ميل شخصى ولىّ است؟ يا ضوابط و ملاكهايى دارد؟ اگر داراى آن ضوابطى است، آن ضوابط و ملاكها چيست؟
هرچند در عمل هيچ مرجعى نمىتواند رهبر را نسبت به تصميمهايى كه اتخاذ مىكند، مؤاخذه نمايد و صحت و سقم تصميمات وى را مورد خدشه و مناقشه قرار دهد؛ اما خود او از آنجا كه عالم به دين است، آگاه به مصالح اجتماعى و داراى تقوا و عدالت است، در
[١] - همان؛ صص ٢٠٧ و ٢٠٦.