نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣١٦
است در عمل، اين مرزهاى جعلى و جغرافيايى، موانعى را براى اعمال چنين حاكميتى ايجاد نمايند؛ اما صرفنظر از موانع آن و صرف وجود مرز جغرافيايى، تنوع نژادى و ملى، توجيهگر تنوع رهبرى امت اسلامى نيست؛ حتى به همين دليل، ولايت ولى فقيه بر كافر غير محاربى كه قوانين جامعهى اسلامى را پذيرفته است، جارى مىباشد.
اعمال چنين حاكميت، بدين منظور است كه رهبرى امت اسلامى بتواند، يكپارچه و فراگير با بهرهگيرى از تمامى توانها و امكانات، حتى پيروان ساير اديان توحيدى، براى تحقق تكامل و سعادت همهى بشريت اقدام نمايد.
اطلاق زمانى ولايت
اطلاق زمانى به اين معناست كه از يك سو، هيچ مقطع زمانى را نمىتوان يافت كه احتياج به چنين ولايتى موضوعا از بين برود و بشريت از ولايت مطلقهى الهى، اعم از پيامبر، امام معصوم يا فقيه بىنياز باشد؛ زيرا مراحل تكامل بشريت مادام كه زندگى انسان در اين دنيا ادامه دارد، به حكم عقل تمام شدنى نبوده و توقفبردار نيست و تا آنجا كه انسان ميل به عروج و كمالخواهى دارد، احتياج به رهبرى دينشناس و عادل، براى هدايت او به سمت اين كمال، اجتنابناپذير است.
البته اطلاق زمانى مانع از آن نيست كه جامعهى بشرى در مرحلهاى از بلوغ تاريخى خود، پس از ساليان طولانى محروميت از حضور اجتماعى معصوم، مجددا به ولايت ولىّ تاريخى و امام معصوم عليه السّلام محتاج شود.
از سوى ديگر، اطلاق زمانى ولايت، ناظر به اين معنا است كه ارادهى حكومتى فقيه حاكم، بر موضوعات تحت حاكميتش، پس از مرگش نيز جارى است، مگر اينكه ولى فقيه حاضر و جديد، آنها را نقض كند يا تغيير دهد؛ همچنانكه با آمدن رهبرى جديد، نيازى به تجديد تنفيذ احكام رياست جمهورى و رياست قوهى قضائيه نيست؛ اما در مواردى كه به عنوان وكالت، احكامى صادر شده است با انقضاى ايام رهبرى، آن احكام نيز فاقد اعتبار خواهند بود.