نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٠٧
نمايد و زمينههاى رشد و هدايت را براى همه انسانها فراهم سازد، در مقابل، شرك و كفر نيز خواهان گسترش حوزهى نفوذ و حاكميت خود است تا با وسعت بخشيدن به ارتباطات در جهان و به چنگ آوردن امكانات و ثروتهاى ديگران و دستاندازى به سرزمينها و منابع اقتصادى و انسانى، مكتب مادهپرستى خود را گسترش و ارتقا دهد، در اين مسير نيز به هيچ حد و مرزى راضى نمىشود و تا نابودى و حذف كليه موانع، همچنان به تهاجم خود ادامه مىدهد.
بنابراين، اگر در چند دهه پيش ديديم كه سران استكبار در دنياى مادّى از پوسيدگى مرزهاى ملى دم مىزند و در آرزوى رسيدن به دنيايى بوده و هستند كه از محدوديتهاى منطقهاى خبرى نبوده و تحت يك «نظم نوين جهانى» يكپارچه اداره شود، و اگر به تأسيس سازمانهاى بين المللى بعنوان اهرمهاى تثبيت منافع خود و مشروعيت بخشيدن به چپاول و غارت جهان محروم، مبادرت مىورزند، همه به همين دليل است كه نظم مادى حاكم بر دنياى استكبارى، گسترشطلبى تا هضم و انهدام كليه نيروها و امكانات ديگران را، لازمهى تداوم حيات و ضرورت بقاى خويش مىداند و در اين مسير از هيچ عملى خوددارى نمىكند. از ره راه انداختن شورش و كودتاى داخلى گرفته تا تحميل جنگ ويرانگر خارجى و از شيوع بيماريهاى مهلك، محاصرهى اقتصادى و نظامى، نسلكشى، ترور شخصيتها، به كار بردن سلاحهاى ميكروبى و هستهاى و خلاصه از تمسك به هيچ وسيلهاى براى نفى هرگونه خداپرستى در روى زمين پرهيز نمىكنند «قرآن كريم» در اين رابطه مىفرمايد: و لولا دفع الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا[١] اگر خداوند فتنه بعضى مردم را بوسيله برخى ديگر از مردم دفع نمىكرد، بدون شك پرستشگاهها و كليساها و نماز و مسجدهايى كه در آنها ياد خدا بسيار باشد، به تعطيلى كشيده مىشد.
آيا مشاهدهى عملكرد كشورهاى استكبارى و در رأس آنها آمريكا، حداقل در قرن جارى براى اثبات اين مدعا كافى نيست. گذشته از هجوم سياسى، نظامى و اقتصادى، تمدن مادى غرب، خواهان استيلا بر ساير تمدنهاى اصيل به خصوص تمدن الهى اسلام است و از تمامى ابزارهاى سياسى، اقتصادى، نظامى و امكانات علمى و فنى براى نابودى
[١] - حج، آيه ٤٠.