نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢٧٤
خلاصه و نتيجه
در خاستگاه ولايت فقيه، سخن از اين است كه خاستگاه قدرت و منبع و منشأ حقانيت و اعمال حاكميت ولايت فقيه، چيست؟
مشروعيت، اصطلاحا در علوم مختلف، به كار مىرود و هرجا مفهومى خاص دارد، در فقه به معنى مطابقت با شرع است؛ ولى در علم سياست و حكومت پاسخگوى اين پرسش است كه چرا دولت و حكومت حق فرمان دادن و امرونهى دارد و چرا مردم ملزم به تبعيت هستند؟
معمولا مشروعيت را ترجمهى«ycamitigeL» دانسته و به معناى قانونى بودن يا حقانيت به كار مىبرند.
جريان حاكميت ولايت فقيه، بر دو پايهى اساسى؛ يعنى «مشروعيت» و «مقبوليت» استوار است.
مشروعيت ولايت فقيه به نصف تعريف مىشود؛ يعنى در زنجيرهى ولايت الهى؛ خداوند، ربّ، خالق، صاحباختيار و مالك مطلق هستى است كه به پيامبرش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم و پس از او به دوازده جانشين معصوم او اذن تصرف در هستى و شؤون انسانها را اعطا فرموده و در همين مسير ولى فقيه با نصب پيامبر و امام معصوم در شؤون اجتماعى تصرف مىنمايد.
نصب فقها در شريعت، ناظر به فرد معينى نيست؛ بلكه در لسان شارع، شرايط رهبرى معين شده است و هركدام از فقهاى واجد شرايط كه موفق به تشكيل حكومت شود و جامعه با اعلان پيروى، آمادگى لازم براى جريان ولايت الهى را داشته باشد، ولايت فقيه براى وى متعين مىشود.
عنصر مقبوليت دومين شرط تحقق ولايت فقيه است؛ بدين معنى كه تا رهبرى فقيه، توسط جامعه اسلامى مورد قبول واقع نشود، در عمل، ولايت وى جارى نمىشود؛ در اين صورت، مقبوليت شرط تحقق است و در مشروعيت تصرفات فقيه حاكم، دخلى ندارد.