نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢١٣
صادق عليهما السّلام با توجه به ظرفيتهاى اخلاقى و اجتماعى پديد آمده، پايههاى يك حركت عميق فرهنگى نهاده شد و انديشمندان فرهيختهى بسيارى تربيت شدند تا عقايد و انديشههاى ناب اسلامى و شيعى را عالمگير سازند.
بدين ترتيب از زمان امام كاظم عليه السّلام شيعه بار ديگر به عنوان يك جريان پرقدرت و ريشهدار در صحنهى مبارزات سياسى مطرح شد و حاكمان ستمگر زمان، ناچار به اتخاذ موضع در مقابل شيعيان و رهبران پرآوازهى آنها شدند. از اين دوران همچنين ضرورت ساماندهى و گسترش ارتباطات شيعيان با يكديگر، به ويژه امام و رهبرشان محسوستر شد و مسئلهى نيابت و وكالت از سوى امام معصوم عليه السّلام و حضور نمايندگان ايشان در مناطق مردمى گسترده و سامانيافته درآمد كه همهى عناصر آن به گونهاى با هستهى مركزى در ارتباط بردند.
اين تغيير و تحولات، سبب شد تا از زمان امام رضا عليه السّلام، شيعيان به بلوغ فكرى تازهاى نسبت به موضوع امامت و رهبرى دست يابند؛ به شكلى كه از آن پس در تبعيت از ائمه معصومين عليهم السّلام هيچ ترديدى به خود راه ندادند؛ بنابراين در ميان شيعيان نحلهها و فرقههاى سياسى جديدى پديد نيامد.
از زمان امام جواد عليه السّلام با افزايش سطح آگاهى شيعيان از احكام خمس، زكات و پرداخت گستردهتر وجوهات، ابعاد اقتصادى زندگى شيعيان نيز با امر ولايت و رهبرى گره خورد و حمايت و تبعيت آنان از پيشواى سياسىشان جدّىتر شد.
پس از آن، امام هادى عليه السّلام و امام عسكرى عليه السّلام با تدابير و رهنمودهاى ويژهى خود، زمينههاى بلوغ فرهنگى و سياسى شيعيان را فراهم آوردند و آنان را براى حفظ ايمان و عقايدشان در دوران دشوار غيبت؛ آماده نمودند.
ب. دوران غيبت
پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السّلام و آغاز دوران غيبت صغرى، مسئلهى ولايت و سرپرستى مسلمانان شكل تازهاى به خود گرفت و در قالب رهبرى چهار شخصيت غير معصوم كه نائب خاص امام مهدى (عج) بودند، تداوم يافت.