نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢١٠
خداپسندانه، اهميت نداشته و دغلبازىهايى كه برخى از سياستمداران به دروغ، تحت عنوان مصلحت و ضرورت انجام مىدهند، در نظام علوى جايگاهى ندارد. براى مثال: آن حضرت هرگز حاضر نشد به پيشنهاد برخى از اصحاب، مبنى بر مصالحه با معاويه و ابقاى وى بر حكومت شام تا هنگام تثبيت پايههاى حكومت خويش، تن دهد؛ بلكه از همان ابتدا فرمان عزل طاغوت شام را صادر نموده و دفع ظلم و بىعدالتى را بر هر اصل ديگرى مقدم داشتند.
از ميان درسهايى كه تاريخ، از حكومت پنجسالهى امام على عليه السّلام آموخته است، عدالتخواهى و ظلمستيزى آن حضرت، شهرت و جذابيت بيشترى دارد تا آنجا كه حتى برخى افراد غير مسلمان نيز در اين زمينه خود را شاگرد مكتب امير المؤمنين على عليه السّلام مىدانند و بر پيروى از سيرهى دادگسترانهى آن پيشواى بزرگ، افتخار مىكنند. با اين وجود، همهى تعاليم و دستاوردهاى نظام علوى در عدالتگسترى آن ختم نمىشود و آموزههاى ارزشمند ديگرى؛ چون: ضرورت سادهزيستى مسئوولين عالىرتبهى حكومتى، رعايت حقوق و آزادىهاى مشروع و تعريف شدهى همهى اقشار، از جمله منحرفان و كجانديشان، ميدان دادن به منتقدان خيرخواه حكومت، ضرورت تلاش براى ارتقاى سطح علمى و فرهنگى مردم، و قاطعيت در اجراى احكام دين و برخورد با مفسدين نيز برگرفته از الگوى حكومت علوى است.
همچنين روابط دوستانه و عاطفى و خيرخواهانه امير المؤمنين عليه السّلام با گروههاى مختلف مردم و حمايت همهجانبهى ايشان از محرومين، مستمندان، ستمديدگان و پابرهنگان، از جمله ويژگىهاى ديگر حكومت امام على عليه السّلام است كه بايد مورد توجه پيروان آن حضرت قرار گيرد.
٢. حكومت امام حسن عليه السّلام امام على عليه السّلام در هنگام شهادت، فرزندش امام حسن مجتبى عليه السّلام را به جانشينى خود برگزيد و مسؤوليت رهبرى و سرپرستى مسلمانان را بر دوش ايشان نهاد[١]. شرايط تاريخى دوران حكومت امام حسن عليه السّلام بسيار دشوار و غير عادى بود؛ زيرا از يك سو مردم كوفه و شهرهاى اطراف آن كه پايگاه اصلى خليفهى مسلمين به شمار مىآمد از جنگ و جهاد در
[١] - تاريخ طبرى؛ جلد ٧؛ ص ٧١٣.