نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٢١
كار بردن، همين مضامين، به روشنى، ولى با عبارت ديگرى، فرمودهاند: «سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را هدايت كند به طرف آن چيزى كه صلاحشان است، صلاح ملت هست، صلاح افراد هست و اين مختص به انبيا است، ديگران اين سياست را نمىتوانند اداره كنند. اين مختص به انبيا و اوليا است».[١] ويژگى تعريف امام خمينى رحمه اللّه از سياست اين است كه همهى ابعاد شخصيتى فرد؛ اعم از روحى، ذهنى و عملى و نيز همهى ابعاد جامعه كه شامل فرهنگ، سياست و اقتصاد مىشود را مورد نظر قرار داده و هدايت به سمت مصالح فردى و اجتماعى را برآيند غايى سياست شمردهاند. در اين مبنا، انبيا، اولياى الهى و عالمان دينى كه همه آنها از منبع علوم الهى بهرهمند مىباشند با علم به مصالح فرد و جامعه، آنان را به سوى خير و سعادت دنيوى و اخروى هدايت مىكنند.
البته با توجه به اينكه، امام خمينى رحمه اللّه سه نوع سياست را نام مىبرند و سياست شيطانى و حيوانى را در مقابل سياست اسلامى قرار مىدهند، مىتوان تعريف مذكور از سياست را ناظر به سياست اسلامى دانست كه ايشان اين نوع سياست را عين ديانت مىدانند.[٢]
تعريف خاص سياست
سياست در مفهوم خاص، عبارت است از: «اداره و سرپرستى نظرى و عملى مجموعهى امور ارتباطى، در جهت وصول به اهدافى كه رشد اجتماعى را محقق مىسازد».
اين مفهوم از سياست، بيشتر زمانى به كار گرفته مىشود كه سياست به عنوان يك زيرمجموعهى اصلى، از معناى عام سياست، در كنار دو زيرمجموعهى بزرگ ديگر، يعنى فرهنگ و اقتصاد قرار گيرد. بدين ترتيب سياست در مفهوم خاص، امورى را كه بيشتر نقش ارتباطى داشته و نسبت ميان امور ديگر و پيوند و همبستگى را تداعى مىكنند، شامل مىشود و در قالب امورى، چون «نظريههاى سياسى»، «قوانين و مقررات»، «تشكيلات»،
[١] - خمينى، روح الله؛ صحيفه نور؛ ج ١٣، ص ٢١٨.
[٢] - رجوع كنيد به: صحيفهى نور، جلد ١٣، صص ٢١٨، ٢١٧.