نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٧٣
امور به اهلش را توصيه نموده[١] و از قرار دادن نااهلان بر مصادر امور[٢] منبع كردهاند. قانون اساسى جمهورى اسلامى نيز با استناد به: ان الارض يرثها عبادى الصالحون، صالحان را عهدهدار حكومت و ادارهى امور ممكن، مىداند[٣].
٤. اصالت خدمت
در اسلام، قدرت و حكومت مقصد نهايى نيست، بلكه ابزارى است؛ جهت تحقق هدفهاى والا و اصيل كه در صفحات پيشين بدان اشاره گرديد. امام رحمه اللّه مىفرمايد:
«عهدهدار شدن حكومت فى حد ذاته، شأن و مقامى نيست؛ بلكه وسيلهى اجراى احكام و برقرارى نظام عادلانه است، ... ائمه و فقهاى عادل موظفند كه از نظام و تشكيلات حكومتى براى اجراى احكام الهى و برقرارى نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند.
صرف حكومت براى آنان، جز رنج و زحمت چيزى ندارد»[٤].
ايشان حتى نسبت به انبيا نيز مطلب را گسترش داده و قائلند كه: «انبيا خودشان را خدمتگزار مىدانستند، نه اينكه يك نبىاى كه خيال كند، حكومت دارد به مردم، حكومت در كار نبوده، اولياى بزرگ خدا، انبياى بزرگ، همين احساس را داشتند، كه اينها آمدند براى اينكه مردم را هدايت كنند، ارشاد كنند، خدمت كنند به آنها»[٥].
در تعابير فوق؛ حكومت و قدرت با جهتگيرى اصلاح و خدمترسانى به بشريت مدّ نظر انبيا و اولياى الهى است، نه براى ارضاى حس خودخواهى و خودپرستى و قدرتطلبى، چرا كه در نزد اوليا خداوند، فرمان راندن بر مردم در چند روزهى دنيا، اگر منشأ اثر و خدمت خداپسندانهاى نباشد از بىارزشترين امور است. «عبد اللّه بن عباس مىگويد در «ذى قار» (موضعى نزدكى بصره) درحالىكه به حضور امير المؤمنين عليه السّلام رسيدم كه مشغول
[١] - امام صادق عليه السّلام فرمود: مواظب جانهاى خود باشيد. به خدا سوگند، اگر صاحب گوسفندان، چوپان ديگرى را سراغ داشته باشد كه از چوپان فعلى بر نگهدارى گوسفندان داناتر باشد، چوپان اول را اخراج و دومى را براى مراقبت از گوسفندان خود به كار مىگيرد؛ وسايل الشيعه؛ ج ١١ ص ٣٥، حديث ١.
[٢] - رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: كسى كه خود را بر جمعى از مسلمانان مقدم بدارد و بداند كه در بين آنان كسى كه برتر از او باشد، وجود دارد، بدون شك به خدا و پيامبرش و مسلمانان خيانت كرده است؛ الغدير؛ ج ٨، ص ٢٩١.
[٣] - مقدمهى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران.
[٤] - امام خمينى رحمه اللّه؛ ولايت فقيه، ص ٧٠.
[٥] - صحيفه نور؛ ج ١٥؛ ص ٢١٧.