نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٧٢
استخدام كن، زيرا بهترين كسى را كه مىتوانى استخدام كنى، كسى است كه توانمند و امين باشد. چنانكه در قصهى طالوت آمده است و قال لهم نبيّهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انّى يكون له الملك علينا و نحن احق بالملك منه و لم يوت سعة من المال قال ان الله اصطفيه عليكم و زاده بسطة فى العلم و الجسم[١]. پيامبر آن قوم به ايشان فرمود كه:
خداوند طالوت را حاكم شما قرار داد، پرسيدند: چگونه مىتواند پادشاه ما باشد؛ در حالى كه ما بر امر پادشاهى شايستگى بيشترى داريم و او ثروتمند نيست. پيامبر فرمود خداوند او را برگزيده است و به وى علم و توانايى زيادى بخشيده است. هرچند آن قوم نيز قايل بودند كه بايد فرد شايستهاى بر آنان حكومت كند؛ ولى ملاك شايستگى را داشتن مال و ثروت مىدانستند كه آيهى شريفه به اصلاح ملاكهاى شايستگى پرداخته و «علم» و «قدرت رهبرى» را ميزان صلاحيت حكومت معرفى نموده است.
امير المؤمنين عليه السّلام بنا به نقل ابن ابى الحديد مىفرمايد: «و لا تقبلنّ فى استعمال عمالك و امرائك شفاعة الا شفاعة الكفاية و الامانة»؛[٢] در گزينش كاركنان و فرمانروايانت شفاعت و وساطت كسى را مپذير، مگر شفاعت شايستگى و امانتدارى آنها را. به روشنى اين سخن گرانمايه، به زمامداران تكليف مىكند كه شايستگان و افراد باصلاحيت را در راس امور قرار دهند و اصلىترين ملاك مسؤليتسپارى را، شايستگى و اهليت انجام آن كار قرار دهند؛ همچنين در عهدنامهى مالك اشتر، آن حضرت با شمردن برخى از صلاحيتهاى كلى بر شايستهسالارى تأكيد مىفرمايد: «و توخّ منهم اهل التجربة و الحياء من اهل البيوتات الصالحة و القدم فى الاسلام المتقدمه ...»؛[٣] كارگزارانت را از ميان كسانى كه اهل تجربه و حياء، و از خاندان نجيب و صالح و پيشقدم در اسلام هستند، انتخاب كن.
بنابراين شايستهسالارى، يا رعايت صلاحيت و اهليت در تصدى مناصب حكومتى، يك اصلى عقلى است و هرجامعهاى كه به دنبال تأمين خوشبختى و سعادت باشد از اين قاعده پيروى مىكند. آموزههاى ديگر دينى نيز سرشار از تأكيد اين اصل بوده و سپردن
[١] - بقره، آيه ٢٤٧.
[٢] - ابن ابى الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ ج ٢٠، باب ١٨٤، ص ٢٧٦
[٣] - فيض الاسلام؛ نهج البلاغه؛ خطبه ٥٣.