نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١٤٠
باشد و پاسدار آنچه پيامبر آورده، بر مردم نگماشته بود؛ به چنان صورتى كه شرح داديم، فاسد مىشدند و نظامات و قوانين و سنن و احكام اسلام دگرگونه مىشود، ايمان و محتواى ايمان دگرگون مىگشت و اين تغيير، سبب فساد همگى مردمان و بشريت به تمامى است»[١].
٥. «إنّ الامامة زمان الدين و نظام المسلمين و صلاح الدنيا و عز المومنين[٢]» امام رضا عليه السّلام مىفرمايند: امامت و رهبرى به منزلهى مهار دين است و نظام مسلمين به وسيلهى امامت و صلاح دنيا و عزت مؤمنين به وسيلهى وى تأمين مىشود.
٦. امام على عليه السّلام در حديثى موقعيت امام در جامعه را به بند تسبيح تشبيه كرده، مىفرمايند:
«مكان القيم من الامر مكان النظام من الخرز يجمعه و يضمّه فاذا انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب، ثم لم يجتمع بحذا فيره ابدا[٣]»؛ جايگاه سرپرست در امر جامعه و حكومت به رشته و نخ تسبيح مىماند كه آن را جمع كرده و در مدار خود نگه مىدارد؛ پس آنگاه كه رشته گسست، تسبيح پراكنده گشته و دانههاى آن هرگز گرد هم جمع نمىشوند.
٧. بنى الاسلام خمسة اشياء: على الصلاة و الزكاة و الحج و الصّوم و الاولاية.
قال زراره: فقلت: و اىّ شيىء من ذلك افضل؟
فقال: الولاية افضل. لانها مفتاحهنّ و الوالى هو الدليل عليهنّ[٤]»؛ امام صادق عليه السّلام فرمودند: اسلام بر پنج چيز استوار گرديده است؛ بر نماز و زكات و حج و روزه و ولايت. زراره مىپرسد كه: كدام يك افضل و بالاتر از بقيه است؟ امام مىفرمايد:
ولايت بر ديگران برترى دارد؛ زيرا ولايت كليد ديگر احكام است، و والى است كه به اجراى احكام و اقامهى آنها راهنمايى و دعوت مىكند.
بنابراين انسان خواسته يا ناخواسته، بايد نوعى حاكميت را بپذيرد؛ زيرا عضوى از جامعه و پارهاى از يك سيستم است كه آثار زندگى جمعى در اعمال و افكارش نمايان بوده و به محض پذيرش اين عضويت، ناگزير، به پيروى از ولايت و حكومت مىشود؛ حتى اگر در
[١] - بحار الانوار؛ جلد ٦، ص ٦٠، حديث ١.
[٢] - اصول كافى؛ جلد ١، ص ٢٠٠.
[٣] - ابن ابى الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ ج ٩، ص ٩٥.
[٤] - اصول كافى؛ ج ٢، ص ١٨.