نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ١١٩
قوانين مدنى است كه متعاقب قوانين طبيعى پديد آمدهاند.[١] در حقيقت منشأ گرايش افراد براى شركت در اجتماع، تأمين و حفظ منافع فردى است؛ يعنى هركس مىپذيرد، براى تأمين نيازهاى خود، جمع و محدوديتهاى آن را، تحمل كند؛ بنابراين اگر برخى ديدگاهها، منافع فردى را به سود منافع اجتماعى تقليل مىدهند؛ ازاينروست كه مىخواهند، جامعه شكل گرفته و تداوم يابد؛ البته اين خاستگاه، نه براى خود جامعه، بلكه به جهت آنكه جامعه وسيلهى حفظ منافع فردى است.
در نتيجه با اين ديدگاه، جمع و جامعه به معناى واقعى، نه معنا دارد و نه شكل مىگيرد. قرآن شريف در توصيف جمعيت منافقين مىفرمايد: تحسبهم جميعا و قلوبهم شتّى ذلك بانّهم قوم لا يعقلون[٢] شما مىپنداريد كه آنها با هم جمعيت يگانهاى هستند؛ در حالىكه قلوب آنها پراكنده و متفرق است و اين به خاطر آن است كه اهل عقل و خرد نيستند.
دليل استناد به آيهى فوق را مىتوان به اين شكل عنوان نمود؛ منافقين، كسانى هستند كه ظهر رفتار و گفتارشان با باطن ميل و خواستشان، هماهنگ نيست و به همين خاطر، وقتى با هم تشكيل انجمن مىدهند، نمىتوان جمع آنها را، منسجم و با هدفى واحد، دانست. زيرا همانطور كه از مؤمنين چهرهى حقيقى خود را با تظاهر به ايمان مىپوشانند، با افراد خودشان نيز نيرنگ و ريا نموده، به ظاهر با جمع همراهند؛ ولى هر كس هدف خودش را به تنهايى دنبال مىكند.
در ادامهى آيه، علت پراكندگى خواستههاى قلبى و جهتگيرى جمع منافقان، ناشى از عدم تعقل عنوان مىشود و چون عقل و انديشه راهنماى آنان نيست، هركس تابع هوا و ميل نفسانى خويش مىشود و فقدان انگيزه و جهت واحد، منجر به تفرقه و پراكندگى واقعى گروه آنان مىگردد.
٢. تكامل جامعه
وقتى منشأ و علت تشكيل جامعهاى تأمين منافع فردى باشد، نمىتوان آنجامعه را يك جامعهى هدفمند و با غايت متعالى و ارزشمند دانست. هدف مشتركى كه همهى افراد يك گروه را به هم پيوند مىدهد و در كنار هم نگاه مىدارد، برخوردارى از لذات زندگى در
[١] - همان، ص ٣٨٩.
[٢] - حشر، آيه ١٤.