توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥٠٣ - احكام ضامن شدن
احكام ضامن شدن
مسأله ٢٣١٩- ضمان آن است كه كسى بخواهد بدهى كسى را ضامن شده به نحوى كه بدهى منتقل شده و ذمه ضامن مشغول به آن شود و اگر انسان بخواهد ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ضامن شدن او در صورتى صحيح است كه به هر لفظى اگر چه عربى نباشد يا به عملى به طلبكار بفهماند كه من ضامن شدهام طلب تو را بدهم و طلبكار هم رضايت خود را بفهماند، و راضى بودن بدهكار شرط نيست.
مسأله ٢٣٢٠- ضامن و طلبكار بايد مكلف و عاقل باشند و كسى هم آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند و طلبكار هم مفلّس نباشد، ولى اين شرطها در بدهكار نيست مثلًا اگر كسى ضامن شود كه بدهى بچه يا ديوانه را بدهد صحيح است.
مسأله ٢٣٢١- هر گاه كسى كه ضمانت مىنمايد چنين بگويد: اگر بدهكار قرض تو را نداد من مىدهم به اين معنى كه بالفعل عهدهدار قرض شود كه در صورت ندادن بدهكار، از عهده بر آيد ولى بدهى را منتقل به ذمه خودش نكند.
اين نوع ضمان هم صحيح مىباشد و طلبكار در صورت ندادن بدهكار، مىتواند از ضامن مطالبه نمايد.
مسأله ٢٣٢٢- اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند و شخصى به قرض