توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٦٦ - احكام اجاره
مسأله ٢١٨٥- اجاره دهنده و مستأجر لازم نيست صيغه را عربى بخوانند، بلكه اگر مالك به كسى بگويد: ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد: قبول كردم اجاره صحيح است و نيز اگر حرفى نزنند و مالك به قصد اينكه ملك خود را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار كند و او هم به قصد اجاره كردن بگيرد اجاره صحيح مىباشد.
مسأله ٢١٨٦- اگر انسان بدون صيغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجير شود، همين كه مشغول آن عمل شد اجاره صحيح است.
مسأله ٢١٨٧- كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند كه ملك را اجاره داده، يا اجاره كرده صحيح است و همچنين است ساير معاملات.
مسأله ٢١٨٨- اگر خانه يا دكان يا اطاقى را اجاره كند و صاحب آن با او شرط كند كه فقط خود او از آن استفاده نمايد، مستأجر نمىتواند آن را به ديگرى جهت استفاده از آنها اجاره دهد؛ مگر آنكه اجاره طورى باشد كه استفاده مخصوص خودش باشد؛ مثل اينكه زنى منزل يا اطاقى را اجاره كند و بعداً شوهر كرده و اطاق يا منزل را جهت سكناى خودش اجاره دهد و اگر مالك شرط نكند مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد، ولى اگر بخواهد به زيادتر از مقدارى كه آن را اجاره كرده اجاره دهد، بايد در آن كارى مانند تعمير و سفيد كارى انجام داده باشد، هر چند آن كار براى حفظ و يا اداره آن باشد.
مسأله ٢١٨٩- اگر اجير با انسان شرط كند كه فقط براى خود انسان كار كند، نمىشود او را به ديگرى اجاره داد؛ مگر به نحوى كه در مسأله قبلى