توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٦١ - احكام صلح
احكام صلح
مسأله ٢١٦٨- صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند يا از طلب يا حق خود بگذرد كه او هم در عوض مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد يا از طلب يا حقى كه دارد بگذرد، بلكه اگر بدون آنكه عوض بگيرد مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به كسى واگذار كند يا از طلب يا حق خود بگذرد، باز هم صلح صحيح است.
مسأله ٢١٦٩- كسى كه مالش را به ديگرى صلح مىكند، بايد بالغ و عاقل و قصد صلح داشته وكسى او را مجبور نكرده باشد وبايد سفيه ومفلّس هم نباشد.
مسأله ٢١٧٠- لازم نيست صيغه صلح به عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظى يا كارى كه بفهماند با هم صلح و سازش كردهاند صحيح است.
مسأله ٢١٧١- اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد كه مثلًا يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند صحيح است،