توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٦١٨ - احكام ديه
احكام ديه
مسأله ٢٨٠٦- اگر كسى كه بالغ و عاقل است عمداً و به نا حق ديگرى را بكشد، در صورتى كه مقتول، مرد و مسلمان باشد ولىّ كشته مىتواند قاتل را عفو كند يا بكشد؛ ولى اگر مقتول كافر باشد قاتل او را كه مسلمان است نمىتوان كشت و اگر مقتول زن و مسلمان باشد مىتوان قاتل مسلمان او را كشت، لكن اگر قاتل مرد باشد بايد نصف ديه او را به ولى او بدهند و اگر قاتل ديوانه يا نا بالغ باشد مطلقاً ديه را بايد بدهند و ديه آن بر عاقله است كه معناى آن خواهد آمد و نيز ولى مىتواند به مقدارى كه طرفين راضى شوند از قاتل ديه بگيرد و در صورتى كه رضايت آنها به ديهاى باشد كه در شرع معين شده است؛ چون تقديرات شرعى در ديه مختلف است اختيار تعيين آن با قاتل است و مىتواند هر كدام از كه براى او آسان تر است اختيار نمايد. اما اگر از روى خطاى محض بكشد؛ مثلًا براى حيوانى تير بيندازد و اشتباهاً كسى را بكشد، ولىّ كشته حق ندارد او را بكشد؛ اما مىتواند از عاقله (يعنى قوم و خويشان پدرى قاتل) به تفصيلى كه در كتب مفصله مذكور است، ديه بگيرد و اگر از روى خطاى شبيه به عمد بكشد به اين معنى كه شخصى كسى را با آلتى برنده كه عادتاً كشنده نيست و قصد كشتن هم نداشته باشد و اتفاقاً بكشد در اين فرض خود قاتل بايد ديه بدهد و ولىّ مقتول حق كشتن او را ندارد.
مسأله ٢٨٠٧- ديهاى كه قاتل بايد بدهد در صورتى كه مقتول مرد و مسلمان و آزاد باشد يكى از شش چيز است: