توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥١٣ - احكام عاريه
صاحب مال يا وكيل يا ولىّ او آن را به جايى ببرد حتى اگر صاحبش نيز معمولًا به آنجا مىبرده است؛ مثلًا اسب را در اصطبلى كه صاحبش براى آن درست كرده ببندد و بعد تلف شود يا كسى آن را تلف كند، ضامن است.
مسأله ٢٣٦٦- اگر چيز نجس را براى كارى كه شرط آن پاكى است عاريه دهد، مثلًا ظرف نجس را عاريه دهد كه در آن غذا بخورند، بايد نجس بودن آن را به كسى كه عاريه مىكند بگويد و اما اگر لباس نجس را براى نماز خواندن عاريه دهد لازم نيست نجس بودنش را اطلاع دهد.
مسأله ٢٣٦٧- چيزى را كه عاريه كرده بدون اجازه صاحب آن نمىتواند به ديگرى اجاره، يا عاريه دهد.
مسأله ٢٣٦٨- اگر چيزى را كه عاريه كرده با اجازه صاحب آن به ديگرى عاريه دهد چنانچه كسى كه اول آن چيز را عاريه كرده بميرد يا ديوانه شود، عاريه دومى باطل نمىشود.
مسأله ٢٣٦٩- اگر بداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است، بايد آن را به صاحبش برساند و نمىتواند آن را به عاريه دهنده بدهد.
مسأله ٢٣٧٠- اگر مالى را كه مىداند غصبى است عاريه كند و از آن استفادهاى ببرد و در دست او از بين برود، مالك مىتواند عوض مال و عوض استفادهاى را كه عاريه كننده برده از او يا از كسى كه مال را غصب كرده مطالبه كند و اگر از عاريه كننده بگيرد، او نمىتواند چيزى را كه به مالك مىدهد از عاريه دهنده مطالبه نمايد.
مسأله ٢٣٧١- اگر نداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است و در دست او از بين برود، چنانچه صاحب مال عوض آن را از او بگيرد، او هم مىتواند آنچه