توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥٠٤ - احكام ضامن شدن
دهنده بگويد كه من ضامن قرض هستم در صورتى كه قرض گيرنده ادا نكند طلبكار مىتواند از ضامن مطالبه كند.
مسأله ٢٣٢٣- در صورتى انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه در واقع و نفس الامر معين باشند، پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شما را بدهم، چون معين نكرده كه طلب كدام يك را مىدهد، ضامن شدن او باطل است و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم، چون معين نكرده كه بدهى يك كدام را مىدهد، ضامن شدن او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلًا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معين نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول، صحيح نيست.
مسأله ٢٣٢٤- اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد- ابراء كند- ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد.
مسأله ٢٣٢٥- اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد.
مسأله ٢٣٢٦- ضامن و طلبكار مىتوانند براى هر دو يا يكى از دو طرف شرط خيار كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند.
مسأله ٢٣٢٧- هر گاه انسان در موقع ضامن شدن بتواند طلب طلبكار را بدهد اگر چه بعد فقير شود، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را به هم بزند و