توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥٤٥ - عده طلاق
مسأله ٢٥١٦- اگر مرد بخواهد زن خود را كه بواسطه اصل خلقت يا مرضى حيض نمىبيند و در سن يائسكى نباشد طلاق دهد، بايد از وقتى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از جماع با او خوددارى نمايد و بعد او را طلاق دهد.
مسأله ٢٥١٧- طلاق بايد به صيغه عربى صحيح و به كلمه طالق خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلًا فاطمه باشد، بايد بگويد: (زَوجَتي فاطِمَة طالِق) يعنى زن من فاطمه رها است و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد: (زَوجَةُ مُوكِّلي فاطِمَة طالِقُ) و بعيد نيست با صيغههاى ديگر مانند (أنت مطلقة) و (فلانة مطلقة) و يا (طلّقتك) و (طلّقت فلانة) نيز طلاق صحيح باشدو در صورتى كه زن معين باشد ذكر نام او لازم نيست.
مسأله ٢٥١٨- زنى كه صيغه شده، مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را عقد كردهاند طلاق ندارد و رها شدن او به اين است كه مدتش تمام شود يا مرد مدت را به او ببخشد به اين ترتيب كه بگويد: مدت را به تو بخشيدم و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست.
عدّه طلاق
مسأله ٢٥١٩- زنى كه نه سالش تمام نشده و زن يائسه عده ندارند، يعنى اگر چه شوهرش با او نزديكى كرده باشد، بعد از طلاق مىتوانند فوراً شوهر كنند.
مسأله ٢٥٢٠- زنى كه نه سالش تمام شده و يائسه نيست و شوهرش با او نزديكى كرده اگر طلاقش دهد، بعد از طلاق بايد عده نگهدارد و عده زن آزاد آن است كه بعد از آنكه شوهرش در پاكى طلاقش داد، به قدرى صبر كند كه