انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦١ - اقسام معرفت
حضورى خود معلول در نفس انسان موجود است. مثل محبت، انسان هيچوقت اشتباه نمىكند كه پسر خود را دوست دارد يا نه. همسر خود را دوست دارد يا دوست ندارد؟!. دوستى و محبت، دشمنى و عداوت، در باطن انسان وجود دارد. هركسىكه باشد مىداند، با فلانىها علاقه و محبت دارد، يا با فلانىها دشمنى و عداوت دارد. اصلا ممكن نيست كه در مورد محبت و عداوت و ساير صفات نفسى خود انسان شك كند. تمام اينها تنها با وجدان انسان قابل درك است. هيچ وقت با حواس پنجگانه قابل درك نمىباشد. كسى نمىتواند تنفر خود نسبت به چيزى را توسط يكى از حواس پنجگانه خود درك كند؛ ولى توسط وجدان خود زود مىتواند درك نمايد.
اماّ مراحل معرفت خداوند جل جلاله از خود راههاى مختلف دارد و اكنون بعضى از راههاى آن را به همين مناسبت خدمت شما بيان خواهم كرد.
اقسام معرفت
١- قسم اول معرفت خدا فطرى بشر است؛ يعنى اوست كه معرفت خود را فىالجمله در فطرت انسان به وديعه سپرده است. به عنوان مثال هر انسانى فطرتاً به خدا ايمان دارد، ولو اين ايمان در مغز لاشعور و مربوط به روانكاوى باشد.
٢- قسم دوم: معرفت خدا عقلى است؛ يعنى همان استدلالهايىكه در فلسفه و علم كلام راجع به وجود" واجبالوجود" صورت گرفته بود. تمام آن استدلالها از نظر عقلى خدا را براى انسان ثابت مىكند. نظم و اتقان عالم.