انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٢ - سربازآمريكايى در ويتنام
و تصميم گرفتند كه تا آخرين قطرهى خونشان با مشركين بجنگند، خيلى اعتماد به نفس پيدا كردند؛ اگر بعد از بيعت آنان بر كفار حمله مىكردند، يقيناً مشركين را شكست مىدادند و آيه مباركه گواهى بر اين مطلب است. «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً» با اينكار مسلمانان، هم خداوند از آنان راضى شد و هم آرامش درونى يافتند و هم يك فتح نزديك را براى آنان وعده داد، مسلمانان بعد از شنيدن آيه مباركه، خيلى قوت قلب پيدا كردند و براى جنگ با مشركين مصممتر از قبل گرديدند، آنان روحيه بيشتر پيدا نمودند، روحيه عالى در جنگ خيلى مؤثر است، كسانىكه تشويش روحى و دغدغه باطنى داشته باشند، روحيه خود را از دست مىدهند و توان دفاعىشان نيز كم مىشود. هرچند سلاح و مهمات جنگى فراوان در اختيار داشته باشد، بازهم در مقابل دشمن نمىتواند مقاومت كند.
سربازآمريكايى در ويتنام
چندين سال قبل، يك روزنامه را خواندم در آن نوشته بود كه يكى از خبرنگاران در موقع جنگ آمريكا با ويتنام، رفته بود تا از جبهات جنگ گزارشى را تهيه كند، او مىگويد: رفتم نزد يك سرباز آمريكايى، ديدم كه بهترين تنفگ خودكار در دست اوست؛ اما بدنش از ترس مىلرزد، پرسيدم: چرا مىلرزى؟ تو بهترين تفنگ را در دست دارى كه دشمنانت آن را ندارند! از طرف ديگر در اينجا كه تو اكنون ايستادهاى كسى نيست تا از او بترسى! سرباز گفت: واى تو تازه آمدى هيچ نمىدانىكه در اينجا چه خبر است؟ مىدانىكه ويتنامىها چهكار مىكنند؟ همينطورىكه من ايستادهام و هواسم نيز به طرف دشمن است، يك مرتبه از زير