انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٥ - غرايز مهار شده مؤمنين
عقب كار خود مىروند تا مرتبهى ديگر گرسنه شوند، وقتى گرسنه شد دوباره به فكر شكار مىافتند. اهل دنيا يا دنيا پرستان، خاصيت همين حيوانات درنده جنگل را دارند؛ منتهى حيوانات بعد از آنكه شكار كرد و شكمش سير شد، ديگر به دنبال شكار نمىروند. اماّ دنيا پرستان هرگز سير نمىشوند، هرچند دنيا داشته باشند، بازهم گرسنه هستند. هرچند خون مردم را بياشامند بازهم از خونخوارى دست بر نمىدارند؛ بلكه تشنگىشان به دنيا زياتر مىشود.
غرايز مهار شده مؤمنين
اماّ اهل آخرت اين چنين نيستند. مؤمنين همه اهل آخرتاند، مؤمن هيچوقت لجام گسيخته نيست. مؤمن غرايز خود را مهار و هوسهاى خود را كنترل مىكند. مؤمن مانند اسب لجام دارد. هرجا كه صاحب اسپ هدايت دهد به همانطرف حركت مىكند. اگر اسب توسط صاحبش اداره نشود، ممكن است يكوقتى در گودى بيفتد و كمرش بشكند. صاحب اسب هميشه متوجه اسب خود است تا به بيراهه نرود؛ اگر به بيراهه روى آورد، فورا جلو او را برمىگرداند و اورا از حطر احتمالى نجات مىدهد، انسان مؤمن نيز چنين است، مؤمن نيز صاحب دارد، صاحب مؤمن دين اوست. مؤمن تابع قانون است، هيچگاه بر روى قانونىكه خدا وضع نموده است پاى نمىگزارد و از آن تخلف نمىكند.
در حديثى نقل شده است كه «الْمُؤْمِنُ مُلْجَمٌ بِلِجَامٍ» مؤمن مثل اسب لجام بردهان دارد، نمىتواند هرجا دلش بخواهد برود؛ ولى دنيا پرستان و اهل دنيا لجام گسيخته هستند، هر چه دلش بخواهد انجام مىدهند. انسان لجام گسيخته نه پرواى حلال را