انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٢ - روايت يك روياء
دختر، همه از همديگر فرار مىكنند. مگر در آن شرايط وحشتناك كسى پيدا مىشود كه گناه شما را متقبل شود؟! هيچكس در قيامت نمىتواند به كسى ديگر كمك كند، شايد تنها كسانىكه بتوانند به پدر و مادر خود كمك كنند، فرزندان صغير آنهاست كه در كوچكى از دنيا رفتهاند. در بعضى از روايات آمده كه اطفال صغير در روز قيامت براى پدر و مادر خود آب مىآورند. «إذا كان يوم القيامة خرج ولدان المسلمين من الجنة بأيديهم الشراب. فيقول الناس لهم: اسقونا، اسقونا. فيقولون: أبوينا. أبوينا»[١]
روايت يك روياء
يك نفر مىگويد: پسر برادر من فوت كرده بود. بعد از فوت او يكشب خواب ديدم كه ميدان قيامت است و با برادر خود يكجا ايستادهايم، هردوى ما تشنه هستيم، يك مرتبه متوجه شدم كه همان پسر كوچك برادرم كه قبلًا فوت كرده بود، ظرف آبى در دست دارد و به پدر خود گفت: پدر اين آب را بنوش! وقتى پدرش آب را نوشيد و سيرآب شد، من به او گفتم: آه پسر! من عموى شما هستم، من هم تشنهام، كمى آب براى من نيز بياور! گفت: عموجان معذرت مىخواهم، من فقط همينقدر صلاحيت دارم كه به پدر و مادر خود آب بدهم. براى اينكه در دنيا بعد از فوت من، آنان دلشكسته و ناراحت شده بودند، براى من گريه نمودهاند، لذا ما اكنون وظيفه داريم كه براى پدر و مادر دلسوخته خود آب بدهيم تا دلهاىشان سرد و خنك شود.
[١] - مسكن الفؤاد/ ص ٣٣