انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥١ - مراتب يقين
مىكند. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[١] دل آرام گيرد زياد خدا، ياد خدا روح انسان را شفاف و روشن مىكند. «لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ» گاهى انسان فقط گمان دارد، يقين ندارد كه بگويد، صد درصد قيامت است! اما يكوقتى انسان پس از تحقيق و جستجو به وجود قيامت يقين پيدا مىكند و مىداند كه قيامت" صد درصد" وجود دارد، ايمان نيز چنين است، تا انسان ارتباط خود را به خدا محكم نكند، به قيامت يقين پيدا نمىكند، انسان وقتى يقين پيدا نمود كه خداى واحد وجود دارد، به وعدههاى او نيز يقين پيدا مىكند.
انسان گاهى مثلًا، احتمال مىدهد كه سقف خانهاش محكم است و پايين نمىآيد؛ ولى يقين ندارد، چون صورت ظاهر را مىبيند كه در سقف خانه كدام درزى وجود ندارد، همچنين ممكن است اين احتمال نيز وجود داشته باشدكه سقف پايين بيايد، ولو احتمال ضعيف باشد، انسان در حد گمان خود ادعا مىكند، نه در حد يقين. گاهى مىشود انسان يقين پيدا مىكند و يا مطمئن مىشود سقف خانه پايين مىآيد، چون مىبيند كه سقف خانه ترك برداشته است. وقتىكه انسان به يقين برسد، احتمالات بىاعتبار گرديده و موضوع جدى مىشود. حتى يقين نيز داراى سه مرتبه است كه هرمرتبه آن نسبت به مرتبه ديگر فرق مىكند.
مراتب يقين
١- مرتبه اول: علم اليقين است، مثل اينكه كسى بيايد به انسان بگويد، آتش سوزنده است، اگر انسان داخل آتش بيفتد مىسوزد، از تعريف كسى ديگر انسان يقين پيدا مىكند كه آتش سوزنده است.
[١] - رعد/ آيه ٢٨