انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - فرق مسلمان و كافر
مىپرد، از اين گل به آن گل مىپرد و از خوشحالى آواز مىخواند. بقول شاعر كه مىگويد:
|
حجاب چهره جان مىشود غبار تنم |
خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم |
|
|
چنين قفس نه سزاى چو من خوش الحانيست |
روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم |
|
|
عيان نشد كه چرا آمدم كجا بودم |
دريغ و درد كه غافل ز كار خويشتنم |
|
|
چگونه طوف كنم در فضاى عالم قدس |
كه در سراچه تركيب تخته بند تنم |
|
|
مرا كه منزل خود است مسكن و مأوى |
چرا بهكوى خراباتيان بود وطنم |
|
انسان خوشحال است كه از زندان نفس آزاد مىشود، خود را در فضاى ملكوتى مىبيند، مرگ براى كفار فنا و نابودى، درد، عذاب و عقاب است؛ اما براى مؤمنين سر آغاز يك زندگى دائمى كه هيچ فنا و نابودى آن را تهديد نمىكند، اينها خيلى خبرهاى خوشى است كه انبياء عليهم السلام، به مردم مژده دادهاند، از طرف ديگر انبياء مردم را انذار مىكردند و از عواقب عملهاى ناپسندشان بيم مىدادند.