انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٦ - ٣ - مشكل اقتصادى انبياء
توجه علوم تجربى، كه قيامت را تا حدود زيادى علمى ساخته و گويا اينكه در چند قدمى قيامت رسيده است، بازهم بشر منكر قيامت شود. اين موضوع ثابت مىكند كه ماترياليستهاى امروزى، به مراتب جاهلتر و بدتر از مشركين عصر جاهليت هستند.
٣- مشكل اقتصادى انبياء
سومين مشكل انبياء عليهم السلام، مشكل اقتصادى بود، انبياء غالباً فقير بودند، از طرف ديگر نفوذ اجتماعى كمترى داشتند. وقتى مىآمدند، مردم از آنان استقبال نمىكردند. مىگفتند: چرا خدا يك نفر سرمايه دار را براى پيغمبرى نفرستاد؟ چرا كسى را كه در بين مردم نفوذ بيشتر دارد نفرستاد؟ چرا تو را فرستاد كه نه پول دارى و نه نفوذ اجتماعى! به هيچوجه ما تو را قبول نداريم، براى اينكه هم لباس ما از لباس تو بهتر است و هم وضع اقتصادى فرزندان ما از تو بهتر است. تو با لباس كهنه و شكم گرسنه آمدى مردم را به يكتاپرستى دعوت مىكنى! نه با اين وضع كسى حرف تو را قبول نمىكند!! مردم به ماديات فكر مىكردند و از اينكه أغلب انبياء فقير بودند، مورد تمسخر واقع مىشدند، گاهى آنان را به ديوانهگى متهم مىكردند! گاهى بهجادوگرى متهم مىكردند، در كل، انبياء مورد اذيت قرار مىگرفتند و سرمايه داران قريه بر مردم حكومت مىكردند و مردم را عليه انبياء عليه السلام تحريك مىكردند.
اين انبياء عليهم السلام، چرا غالباً فقير بودند، از روى حكمت خدا بود، فلسفه اين را كه چرا انبياء غالباً از ميان طبقه فقير و مستضعف مبعوث شدند ما نمىدانيم. افرادثروتمند و داراى آبرو كه نفوذ اجتماعىشان نيز در ميان مردم خوب بودند زياد بودند، ازاينكه چرا از ميان آنان انبياء بر گزيده نشدند؟ يا اينكه چرا خداوند جل جلاله