انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٠ - أهميت صلح حديبيه
من احتمال مىدهم كه آيات مباركه، در طول راه قبل از اينكه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه برسد، بصورت جمع يا بصورت تدريجى براى آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است. «وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً» مشركين مكه به اين فكر بودند كه يكمرتبه به حديبيه حمله كنند و مسلمانان را قتل عام نمايند، منتهى بعد از اينكه مشركين شنيدند مسلمانان همه يكدست و متحد هستند و همه با پيغمبرشان بيعت كردهاند كه تا پاى جان با دشمنان او بجنگند، ترسيدند و تصميم خود را عوض كردند، در أثر همين ترس بود كه صلح معروف حديبيه، بين مسلمانان و مشركين منعقد گرديد. قرآن مجيد در اين آيه، به همين موضوع اشاره مىكند و مىفرمايد: هرچند كفار قريش به همان تصميم خود باقى مىماندند و بر شما حمله مىكردند، باز هم شكست مىخوردند و شما آن توانايى را داشتيد كه آرايش آنان را در هم بكوبيد، پس از شكست، كفار قريش نه دوستى براى خود داشتند و نه يارى دهندهاى براى خود مىيافتند. درآنصورت شما مكه را به راحتى فتح مىكرديد؛ اما مصلحت ايجاب مىكرد كه پيغمبرشما به جاى جنگ با آنان، صلح را انتخاب نمايد.
قرآن مجيد مىخواهد هم جواب مشركين را كه مىخواستند بر مسلمانان حمله كنند بدهد و هم جواب منافقين و متخلفين را كه فكر مىكردند، پيغمبر و همراهانش از مكه زنده بر نمىگردند. لذا مىفرمايد: «وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ» اگر مشركين برشما حمله مىكردند شكست مىخوردند، «ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً» شايد مراد اين باشد كه اگر شما به دنبالشان به مكه هم مىرفتيد، دوستى براى آنان نمىيافتيد و يارى كنندهاى براى آنان نمىديديد، آنان حتى در نزد همكيشان خود نيز ذليل مىشدند.
«سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا»