انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٢ - وزارت تحصيلات عالى
ليسهها و مكاتب متوسطه و ابتدايى، اكنون چيزهايى به نام ثقافت اسلامى در دانشگاهها تدريس مىشود كه قسمتى از آنها جهانبينى نيست و به درد نمىخورد، مواد تدريسى ثقافت اسلامى، موضوعات دست چهارم و دست پنجم است، بدتر از همه، چيزهايى به آن افزوده شده كه مايه تفرقه و نفاق در بين مسلمانان است. آيا معناى ثقافت اسلامى تكفير مسلمين است؟ آيا ثقافت اسلامى چنين حكمى را جايز مىداند؟ آيا جايز است كه انسان، مسلمانان بهتر از خود را تكفير كند و آنان را به شرك متهم نمايد؟! ثقافت اسلامى اكنون در اختيار كسانى است كه هيچ چيزى را نمىفهمند، خود آنان نياز به درس خواندن دارند، چند سال ديگر بايد درس بخوانند تا با ثقافت اسلامى آشنايى پيدا كنند، ثقافت اسلامى اين نيست كه هرچه دل انسان بخواهد بنويسد و بگويد!!.
ثقافت اسلامى (جهانبينى و ايدئولوژى) بايد درست، مدوّن شود، بعد از تدوين درست چاپ شود، جلو افراط و تفريط در آن بايد گرفته شود، نبايد نسبت به ثقافت اسلامى سليقهى برخورد شود. نبايد يك نفر براى اينكه استاد دانشگاه است، هرگونه مزخرفات را در روى كاغذ بنويسد و نام آن را ثقافت اسلامى بگذارد!. اساتيد دانشگاهها در ابتداء بايد معناى ثقافت اسلامى را درست بفهمند و بعد تدريس كنند، اگر ثقافت اسلامى در دانشگاههاى كشور تاكنون به دست انسانهاى نااهل نمىافتاد و توسط اساتيد باسواد و لايق تدريس مىشد، فرهنگ اسلامى دانشگاهها تا حدودى زيادى بالا مىرفت. هرچند اين مشكل تنها مربوط به ثقافت اسلامى نمىشود؛ بلكه در ساير رشتهها نيز اين مشكل وجود دارد. دانشگاههاى كشورما در تمامى رشتهها كمبود اساتيد دارد، ما اساتيد لايق و فهميده بسيار كم داريم و يكى از بزرگترين عيب دانشگاههاى ما نيز همين است.