انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٣ - تشخيص خوب و بد
تشخيص خوب و بد
انسانها در ظاهر هيچ فرقى باهم ندارند؛ اما درواقع باهم اختلاف دارند، يكعده خوب هستند و يكعده هم بد هستند، خوب و بد انسانها فقط در موقع امتحان مشخص مىشود، تا صحنه امتحان و آزمايش بوجود نيايد، شناختن انسانها بسيار مشكل است. هركس به مذاق خود افراد را تعريف مىكند، فلانى انسانى خوب است، فلانى انسان بد است؛ اما وقتىكه امتحان بوجود بيايد، مىبينيم كه نه ما در تعريف خود اشتباه كرده بوديم، تشخيص ما نادرست بوده است، برخلاف پندار انسان، كسانىكه اصلًا از آنان توقع نمىرفت، از همه سبقت گرفتهاند.
در دوران جهاد كارگران با لباسهاى كهنه و دستهاى پينه بستهشان چهقدر شهامت نشان دادند، گوى سبقت را در ميدان جهاد از پيش ديگران ربودند. انسانها خيلى باهم فرق دارند، در ميان ملاها نيز چنين بود! يكعده از ملاها مىآمدند، در روى منابر فرمانهاى احمقانه" تركى" را تصديق مىكردند، تركى كه مزدور بىقيد و شرط شوروى سابق بود از طرف بعضى از ملاها تصديق مىشد! آنان از مردم مىخواستند تا از آن فرمانهاى ضد دينى" تركى" پيروى كنند. همين ملاهايىكه سىسال نان طلبگى خورده بودند، از سفره دين استفاده كرده بودند، آنان به نام دين بزرگ شده بودند، به نام دين مورد احترام مردم بودند؛ ولى وقتىكه كمونستهاى مزدور در افغانستان به قدرت رسيدند، مىآمدند در مساجد و منابر به همين دينىكه در دامن آن بزرگ شده بودند، خيانت مىكردند. اينعده از ملاها در واقع، ابن الوقتهايى بودند كه فقط به فكر شكم خود بودند و هيچ اعتقادى باطنى به اسلام نداشتند، وقتى ديدند، ملايى نان كافى ندارد،