انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٥ - چگونگى قبض روح انسان ها
قبض روح شما گمارده شده است. سپس بهسوى پرودگار تان باز گردانيده مىشويد. در آيه ديگر قبض روح را به خدا نسبت مىدهد. مىفرمايد: «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها»[١] خداست كه (در حقيقت) ارواح مردم را در هنگام مرگشان مىگيرد. با توجه به آيات مباركه، انسانها در سه دسته تقسيم مىشوند و هركدام با توجه به اعمال خود به يك نحوى قبض روح مىشوند.
١- يك دسته از انسانها، توسط ملائكه قبض روح مىشوند.
٢- دستهاى ديگر آنان را، عزرائيل قبض روح مىكند.
٣- دستهاى خواص را خداوند متعال جل جلاله قبض روح مىكند.
در مورد اين سه دسته يك معناى ديگر نيز وجود دارد كه ظاهراً همين معنى مقصود آيه است، و آن اينكه ملائكه فاعل قريب است. عزرائيل فاعل متوسط و خداوند جل جلاله فاعل بعيد است. استناد فعل از نظر فلسفه، هم به علت مباشر درست است، هم به علت متوسط و هم به علت بعيد، در هرسه مورد درست است. يك فعل را مىشود به سه نفر نسبت داد. اين توجيه ديگرى است براى اين سه آيه مباركه، مثلًا من به شما مىگويم، اين كاغذ را به آتش بسوزانيد، بعد اگر كسى از سؤال كند كاغذ را چه كسى سوزانيد؟ شما مىگوييد آتش، جواب درستى است، آتش علت مباشر سوزانيدن كاغذ است. مرتبه ديگر مىپرسد، كاغذ را چه كسى سوزانيد؟ شما مىگوييد، من سوزانيدم، اينهم جواب درستى است، چون علت متوسط شما بودهايد. شما كاغذ را داخل آتش انداختيد. مرتبه سوم مىپرسد، كاغذ را چه كسى
[١] - زمر/ آيه ٤٢