انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٦ - دسته سوم
دسته دوم
عدهاى از منافقين كه در مدينه حضور داشتند، منافقين عقايد مسلمانان را در مدينه تضعيف مىكردند، وقتى پيغمبراكرم با" هزار و چهارصد" نفر بدون اينكه با تجهيزات جنگى مجهز باشند، بسوى مكه حركت نمودند، منافقين مىگفتند: پيغمبر با اين تعداد افرادىكه با خود برده است، برنمىگردد، همه بدست مشركين قريش كشته مىشوند، مىخواستند، روحيه مسلمانان را خراب كنند، آنان به اصطلاح امروزى مكروبهاى داخلى بودند، مكروبهاى داخلى در هر زمان وجود دارند، اينان از كمبودىهاى باطنشان رنج مىبرند و در واقع احساس حقارت مىكنند، براى اينكه حقارت باطنى خود را تسكين دهند، با مردم خود دشمنى مىكنند، مزدور خارجىها مىشوند. اين بزدلان در ظاهر چيزهايى را به مردم مىگويند كه واقعيت ندارد؛ ولى اعتقاد قلبى به هيچكدام آنها ندارند، اينعده نه دين دارند و نه دنيا! نه عزت نفسانى دارند و نه موقعيت اجتماعى، انسانهاى منافق در بين مردم جاى پا ندارند و مردم از آنان متنفر و بيزار هستند؛ زيرا آنان هميشه در تاريكى زندگى مىكنند، هم به دين مردم ضرر مىرسانند و هم به دنياى مردم. كار منافقين در مدينه همين بود كه عليه اسلام شايعه پراگنى كنند، روحيه مسلمانان را ضعيف نمايد تا زمينه را براى تسلط دشمنان اسلام فراهم نمايند.
دسته سوم
مسلمانانىكه با پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم يكجا آمده بودند، وقتىكه شنيدند كه يكنفر آنان توسط مشركين كشته شده، فوراً در زير درخت جمع شدند و به پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم بيعت