انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٦ - مقاومت و اعتماد به نفس
بهخدا، براى انسان توان مقاومت مىدهد، و از نا اميدى و تسليم به حوادث نجات پيدا مىكند. وقتى توان مقاومت براى انسان پيدا شود راه پيروزى بر مشكلات نيز پيدا مىشود. خيلى از انسانها بهخاطر عدم اعتماد به نفس، مقاومت خود را از دست مىدهند و در برابر مشكلاتها زود شكست مىخورند. اين دنيا دار مشكلات است، در هر يك قدمى انسان مشكلات وجود دارد. بايد انسان بر اينهمه مشكلات پيروز شود، پيروزى در برابر مشكلات، صبر مىخواهد، حوصله مىخواهد، مقاومت مىخواهد و اعتماد بهنفس مىخواهد. انسان بايد در بدترين شرايط مقاومت خود را از دست ندهد، اعتماد به نفس داشته باشد و به خداى خود توكل كند تا به مطلوب خود برسد. دنيا با گُل فرش نشده كه فقط انسان شعار بدهد، زندگانى با شعار دادن درست نمىشود، زندگانى تلاش مىخواهد، مقاومت مىخواهد. هركس مىخواهد عالم و دانشمند شود، بايد يكعمر درس بخواند، سالها زحمت بكشد، مشكلاتها را تحمل كند تا به جايى برسد. كار كردن نيز از خود مقاومت مىخواهد، تا انسان خشت و سمنت را آماده نكند و با فشار آنها را بالاى ديوار نبرد، ساختمان درست نمىشود. همچنين دكان دارى، مالدارى و زراعت، همه مقاومت مىخواهد. بدون مقاومت هيچكارى انجام نمىشود.
حالا سؤال اين است كه مقاومت از كجا پيدا مىشود؟ بدون شك مقاومت از اعتماد به خدا پيدا مىشود. حالا ممكن است اين سؤال نيز مطرح شود كه آيا خداوند به اعتماد و توكل ما ضرورت دارد؟ جواب منفى است. خداوند جل جلاله هيچگاه به اعتماد ما احتياج ندارد. اين ما انسانها هستيم كه هرلحظه به افاضه او محتاج