انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٩ - جواب يك سؤال مهم تر
خداوند متعال يك قانون كلى را وضع كرده است كه براى هميشه باقى است، به عنوان مثال، اگر طفلى كوچكى بين آتش بيفتد، سنت خدا براين است كه او بسوزد، طفل نمى تواند خود را نجات دهد و خدا هم مثل ما عاطفه ندارد كه دلش بهحال طفل بسوزد و او را از سوختن نجات دهد. ما و شما اگر يك طفل را كه حتى از قوم دشمن ما هم باشد، نمىگذاريم كه در آتش بسوزد، احساسات ما نمىگذارد كه سكوت كنيم، دل ما مىسوزد كه آن طفل در آتش دود شود، لذا سعى مىكنيم كه به هر وسيله ممكن او را از مرگ نجات دهيم. ما انسان هستيم و داراى عاطفه هستيم، از نظر عاطفى ما به ديگران ترحم مىكنيم. خداوند متعال جل جلاله مجرد است و هيچگونه عواطف واحساسات در ذات او وجود ندارد، او قانون كلى دارد، سنت خدا بر اين است كه اگر كسى خود را از كوه پايين بيندازد مىميرد. اينكه به ما دستور مىدهد كه با كفار بجنگيد و هيچ نوع محبتى نسبت به آنان نداشته باشيد يك امر است ما تابع دستور هستيم؛ ولى كفار نيز بندگان خداست، سنت او بر اين جارى است كه به تمام بندگانش مهربان باشد، همانگونه كه به مؤمنين رزق مىدهد، به كفار نيز رزق و روزى مىدهد، شرايط حيات را براى آنان آماده مىكند. خدا هم به مؤمنين رزق و روزى مىدهد و هم به كفار و مشركين، همهى موجودات شامل رحمت كامله الهى مىشوند و اوست كه به همهى آنها رزق و روزى مىرساند و آنان را مورد توجه قرار مىدهد.
|
اى كريمى كه از خزانهاى غيب |
گبر و ترسا وظيفه خور دارى |
|
|
دوستان را كجا كنى محروم |
تو كه با دوشمنان نظر دارى |
|