انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٣ - آثار بد گمانى به خدا
كرديد! آنانىكه از رفتن با پيغمبر خود دارى كردند، در واقع ترسيده بودند، از جان خود ترس داشتند! ترس بىجا انسان را به هلاكت مىرساند. در كتاب نهج البلاغه از حضرت على عليه السلام نقل شده است: «إنّ البُخلَ و الجُبنَ و الحِرصَ غَرائزُ شَتّى يَجمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللّه» بخل، ترس و حرص، اينها مجموعهى از غرايزىاند كه از بدگمانى انسان نسبت به خدا نشأت مىگيرند. وقتى انسان به خدا بدگمان شود، اين سه چيز او را به محاصره خود در مىآورند.
آثار بد گمانى به خدا
١- انسان بخيل هميشه ترس دارد، از چه ترس دارد؟ از مال خود ترس دارد، فكر مىكند اگر خمس و زكات اموال خود را بدهد يا به مردم چيزى را قرض الحسنه بدهد، مالش كم مىشود، انسان بخيل در واقع نسبت به خدا بدگمان است، اگر به خدا بدگمان نباشد بخل نمىورزد، كسىكه به خداى خود بدگمان نباشد، مىداند كه خدا حق فقراء را بر او واجب كرده است، خدا خمس و زكات را بر او واجب نموده است، اگر او دستور خدا را انجام دهد ضرر نمىبيند، لذا هم به فقراء كمك مىكند، هم به مردم قرض الحسنه مىهد و هم وجوهات خود را پرداخت مىكند، چون مىداند كه خدا به او عوضش را مىدهد.
٢- ترس يكى ديگر از اثر بدگمانى انسان به خدا است، انسان فكر مىكند، اگر به جهاد برود كشته مىشود، زنش بيوه و بچههايش يتيم مىشوند، انسان ترسو، در واقع به خدا اعتماد ندارد، فكر نمىكند كه اگر خدا بخواهد كسى