انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٤ - دنياپرستان ثروت مند
دنياپرستان ثروتمند
در اينجا لازم است اين نكته را نيز تذكر دهم كه اصل ثروتمندى اشكال ندارد، ثروت چيزى خوب است؛ ولى از ثروتمندان دنيا پرست انسان بايد دورى كند. ثروتمندان دنيا پرست، غير از ماديات چيزى را نمىفهمند. اگر كسى هزار افغانى از آنان بهصورت قرض الحسنه بخواهد نمى دهند. مىگويند: براى قرض الحسنه پول نيست. بايد سود بدهى تا به تو پول بدهم. پول به مردم مىدهند تا از آنان سود بگيرند. اين عده از ثروتمندان، نه خمس مىدهند و نه زكات. نه صله رحم انجام مىدهند و نه به فقرا كمك مىكنند. هرچه جمع مىكنند، براى خود ذخيره مىكنند. دنيا دارى جدا از دنيا پرستى است. دنيا دار خدا پرست، خيلى خوب است، هم خودش استفاده مىكند و هم به ديگران كمك مىكند. دنيا دار خداپرست هم خمس مىدهد و هم زكات، هم صله رحم انجام مىدهد و هم به فقرا و نيازمندان كمك مىكند؛ ولى ثروتمند دنيا پرست نه خودش مىخورد و نه به ديگران مىدهد. با خويشاوندان فقير خود ققع رابطه مىكند تا آنان از او چيزى نخواهند، با فقرا و مساكين رابطه خود را مىبُرّد، تا آنان از او وجوهات نخواهند. مىفرمايد: رسول من، از چنين اشخاصى دنيا پرست دورى و قطع رابطه كن.
ثروتمندان دنيا پرست، در طول تاريخ، باعث مشكلات مردم بودهاند. استعمار توسط آنان صورت مىگيرد، استثمار از نا حيه آنان صورت مىگيرد. از جهات مختلف بر مردم ظلم مىكنند و در صدت اذيت و آزار آنان مىباشند. سود مىخورند، به منافع مردم ضرر مىرسانند، ظلم و تعدى مىكنند و سرانجام خون مردم را نيز در شيشه مىكنند. نمونه دنيا پرستى در غرب بيشتر از جاهاى ديگر وجود دارد. در غرب كارخانههاى توليدى اكثراً توسط همين دنيا پرستان اداره مىشود. بعض اوقات