انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - دنياپرستان ثروت مند
توليدات شان زياد مىشود، وقتى توليداتشان زياد شد، معلوم است كه تقاضا كننده كم مىشود، وقتى تقاضا كننده كم شد، نرخ اموال هم بهصورت طبيعى پايين مىآيد. آنان در چنين موقع چهكار مىكنند؟ مىنشينند و براى اين كاهش قيمت تدابير ديگرى را مىسنجند. آنان نمىخواهند اجناسى را كه توليد كردهاند، با قيمت پايين بفروشند. آنان براى اينكه جلو نزول قيمت را بگيرند تا در آينده به توليداتشان ضرر نرسد؛ اموال اضافى را بر مىدارند و در معرض تلف قرار مىدهند. تمام اموال اضافى خود را نابود مىكنند، مىسوزانند، به دريا مىاندازند، از راههاى مختلف سعى مىكنند تا اموال اضافى را تلف كنند.
چراى چنين كارى را انجام مىدهند؟ براى اينكه اگر عرضه در بازار زياد شود قيمتها پايين مىآيد. آنان نمىخواهند قيمتها پايين بيايد. سعى مىكنند به همان اندازه جنس در بازار داشته باشند كه تقاضا كننده آن بهقدر كافى وجود داشته باشد. مذمت قرآن از ثروتمندان دنيا پرست بىجهت نيست. آنان حاضراند تمام اموال اضافى خود را در آتش بسوزانند؛ ولى حاضر نمى شوند تا با قيمت نازلتر براى مردم خود به فروش برسانند. مىبينيد چهقدر باطن آنان سياه است، چهقدر روح آنان كثيف و آلوده است. به قول سعدى:
|
به سرهنگ سلطان چنين گفت زن |
كه خيز اى مبارك در رزق زن |
|
|
برو تا زخوانت نصيبى دهند |
كه فرزندگانت ز سختى رهند |
|