انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - ملكيت خداوند جل جلاله
ملكيت خداوند جل جلاله
«وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»
ملكيت آسمانها و زمين از آن خداست، تمام كهكشانها از خدا است، ملكيت خدا، به معناى ملكيت اعتبارى نيست كه در فقه از آن بحث مىشود، ملكيت خدا، ملكيت اجتماعى نيست كه به انسان ميراث مانده باشد، يا كسى به او بخشيده باشد، يا آنرا خريده باشد ملكيت انسان، ملكيت اعتبارى است و چنين ملكيتها واقعيت خارجى ندارند؛ ملكيت اجتماعى انسان، ملكيت قراردادى است كه عقلاء به آن اعتبار مىدهند، شارع به آن اعتبار مىدهند. ملكيت خدا غير از اين است، ملكيت خدا، ملكيت تكوينى است، همه چيز ملك خدا است. اگر بخواهيم از نظر عقلى در اين مورد بحث كنيم، ملكيت را بايد بر سه دسته تقسيم كنيم.
١- ملكيت اعتبارى، يعنى در بين مردم رايج است كه مىگويند: فلان چيز مال فلان شخص است، فلان خانه مال فلان نفر مىباشد، هر چيزىكه به شخص تعلق بگيرد اعتبار پيدا مىكند.
٢- ملكيت مقولهاى، از مقولات نُهگانه، كه در فلسفه بحث مىشود، اين ملك، عَرض است نه جوهر، از ملكيت مقولهاى در فلسفه زياد بحث مىشود و من در اينجا از تفصيل آن خود دارى مىكنم.
٣- ملكيت تكوينى، وقتىكه مىگوييم خداوند مالك است، عبارت از مالكيت تكوينى است؛ يعنى خداوند آن را ايجاد مىكند، تمام وجود آن از اراده خدا ناشى مىشود، تمام آسمانها و زمين از اراده او به وجودآمده است و