انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٦ - تفكر و تعقل
نفر از كشورهاى غربى مىآيد، دخترى را خواستگارى مىكند، نه دختر به فكر شخصيت پسر است و نه پدر و مادر، هيچ كدام به شخصيت پسر فكر نمىكنند، خواب و خيال غرب و پولهاى زياد آن، هم چشم و گوش دختر را كور مىكند و هم چشم و گوش پدر و مادر را، هيچكدام نمىپرسند كه پسر چهكاره است؟ وقتىكه با هم ازدواج كردند، بعد از مدتى همه چيز بهم مىخورد، پسر شهوتران، چند روزى شهوت حيوانى خود را اشباع نموده و بعد به غرب برمىگرددو دختر براى هميشه تا آخر عمر، حاصل كوتاه فكرى خود را درو مىكند، اكنون دختران زيادى به اين مصيبت مبتلا شدهاند، اصلًا سر نوشتشان نا معلوم است.
اين موضوع براى عدهاى از دختران مشكلات بزرگى را بوجود آورده است، شوهرانشان در غرب مشغول عياشى خود هستند؛ اما دختران در اينجا با صدها مشكل دست و پنجه نرم مىكنند، هيچ نمىدانند كه سرنوشتشان به كجا مىرسد؟! اگر كسى بگويد: چرا بدون تحقيق آنان را شوهر كرديد؟ جواب آنان اين است، ما چه مىدانستيم؟! قسمت ما همين بود! اراده خدا به همين كار تعلق گرفته بود تا ما بدبخت و بيچاره شويم! نعوذبالله، خدا را متهم مىكنند. اين عده بايد برحماقت خود بخندند، وقتى نام غرب را شنيدند، دالر پيش چشمانشان مجسم مىشود و سعى مىكنند كه زودتر به آن برسند، هيچ فكر نمىكنند كه اين كار به سرنوشت ما لطمه مىزند، بايد تحقيق كنيم، ببينيم پسر به خدا ايمان دارد يا خير؟ پسر مسلمان است يا خير؟ به احكام دينى اعتقاد دارد يا خير؟! بدون تحقيق، فقط بهنام اينكه در غرب است، با او ازدواج مىكنند، وقتى بدبختى دامنگيرشان شد، مثل مشركين قريش قضا و قدر خدا را متهم مىكنند!.