انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢٣
نمىخندد. كفار در فكر قيامت نبودند، همه چيز را دروغ مىپنداشتند و مسخره مىكردند، لذا به حرف پيغمبران مىخنديدند و آنان را به دروغ متهم مىكردند.
«وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ»
شما در غفلت بسر مىبريد. در هوسهاى دور و دراز خود غرق هستيد، هيچ نمىدانيد كه سرنوشت تان به كجا منتهى مىشود.
از ياد نبردن قيامت
قرآن مجيد در اكثر آيات مكرر در مكرر، راجع به قيامت صحبت نموده است. طبيعت انسان همين است كه هميشه خود را به كارهاى جزئى و پيش پا افتاده سرگرم نگه مىدارد. قرآن مجيد بر اساس عقلانيت مىخواهد بشر را از خواب غفلت بيدار كند. معناى «وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ» نيز همين است. ما بايد از غفلت خود بيرون شويم. ما چه غافل باشيم و چه نباشيم، به حال خود نمىمانيم، حتماً از ما سؤال مىشود، ما چه بخواهيم يا نخواهيم، قيامت آمدنى است، چه بهتر كه هميشه در فكر قيامت باشيم. معناى فكر كردن براى قيامت اين نيست كه از دنيا كاملًا دست برداريم و آن را ترك كنيم؛ بلكه در فكر هردو باشيم، ما انسان هستيم و در همين دنيا خلق شدهايم، بايد در همينجا خود را پخته نماييم، مگر ممكن است بدون فعاليت و تلاش كسى در دنيا زندگى بتواند؟!
ما تا آخر در اين دنيا نمىمانيم؛ ولى نفس خود را بايد در همينجا پخته نماييم. توشه آخرت خود را بايد از همين دنيا برداريم. انسان طورى در تلاش باشد كه هم دنياى خود را آباد كند و هم آخرت خود را، هردو در همين دنيا بايد آباد شود. ما