انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٥ - گناهان قلبى
كسىكه به ذكر اكبر عادت كند، از ترس خدا دست به معصيت نمىزند. «وَينْقى قَلْبَهُ عَنْ كُلِّ ما أَكْرَهُ» مؤمن كسى است كه در برابر هرگناه و معصيت فوراً به ياد من بيفتد و قلبش را از آنچه كه من خوش ندارم پاك كند. معصيت تنها به شكم و چشم و زبان اعضاى بدن مربوط نمىشود؛ بلكه به روح انسان نيز مربوط مىشود، يعنى از آنچه كه خدا راضى نيست، روح انسان هم به دور باشد، وقتى معصيت در روح انسان تأثير بگذارد، ترك آن برايش سخت و دشوار گرديده و حتى در بعضى از موارد ناممكن مىشود.
گناهان قلبى
خيلى از گناهانى است كه مربوط به قلب انسان مىشود. (قلب يعنى همان روح انسان) بعضى گناهانىكه مربوط به قلب مىشود، به هيچ يكى از اعضاى بدن انسان مربوط نمىشود. مانند بدگمانى، انسان نسبت به يك مؤمن گمان بد مىكند. در برابر عمل كسى برداشت ناروا مىكند. اينها مربوط به قلب مىشود، گمان بد نسبت به ديگران، از نظر شرعى حرام است. مثلًا شما يكنفر را مىبينيد كه بعد از طلوع آفتاب از خواب برخواسته و چشمانش هم خواب آلود است. فوراً گمان مىكند كه او نماز صبح خود را نخوانده است، اگر نماز صبح را مىخواند، تا اين موقع روز به خواب نمىماند.
اين گمان، گمان بد است و فعل حرام. انسان علم غيب ندارد، از كجا مىداند كه او نماز صبح را نخوانده است؟! ممكن است او نماز صبحش را خوانده و دوباره خوابيده باشد. يا يك نفر را مىبيند چمانش قرمز (سرخ) است، فوراً گمان مىكنيد كه او شراب خورده، اگر شراب نمىخورد، چشمانش اين چنين نمى بود. گمان بد در اسلام مطلقاً حرام است.